از لوازم التحریر تا طراحی جهانی | Minted Grew

از لوازم التحریر تا طراحی جهانی – Minted Grew

مریم نفیسی با گوش دادن به جامعه خود و واکنش سریع، کسب و کاری بزرگتر از تهاجمی ترین چشم اندازها  ایجاد کرد.

زمانی که مریم نفیسی Minted را در سال ۲۰۰۸ راه اندازی نمود، قصدش ایجاد یک نیچ مارکتینگ بود (یک طراحی لوازم التحریر جمع سپار از هنرمندان مستقل بود) که از مصرف کنندگان می خواست درباره علایق خود نظر دهند، و بهترین محصولات را تولید کنند و بفروشند و بخشی از درآمد را به طراحان اصلی اختصاص بدهند.

ولی نفیسی علاقه مصرف کنندگان را دست کم گرفته بود و  به زود خود را در راس  یک پلتفرم طراحی دید که بسیار فراتر از  چشم انداز اصلی اش بود. بنابراین خود را با آن تطبیق نمود. در حال حاضر تیم Minted یک شرکت قوی است که  “صدها میلیون دلار” درآمد دارد. نفیسی با یک کارآفرین در مورد نحوه روانه کردن در مسیر و نیز انتخاب دقیق شرکای استراتژیک و ساخت تیمی که نیاز به کنترل دستی ندارد، صحبت نمود:

 

متن کامل مصاحبه با مریم نفیسی بنیان گذار Minted Grew

Minted به مدت ۱۱ سال در کسب و کار بود. با من در مورد چشم انداز اصلی این کسب و کار هنگام شروع در سال ۲۰۰۷ صحبت کنید.

من شیفته ایده وبلاگ نویسان شدم. این نویسندگان ناشناخته از جایی نمی آمدند، با مؤسسات بزرگ بی ارتباط بودند، اما مردم می خواستند کارشان را بخوانند. من فکر می کردم این جذاب است و احتمالا طراحان بزرگی وجود دارند که از طریق اینترنت کشف میشوند، این افراد بسیار شایسته اند ولی نمی دانند کارهایشان را چگونه وارد بازار نمایند. من فکر می کنم که طرح های جمع سپاری  و برگزاری مسابقات راهی برای انجام این کار باشد. من گروه کوچکی از دوستان و آشنایان را گردآوری نموده و در سال ۲۰۰۸ به راه انداختم.

 

و چه اتفاقی افتاد؟

چیزی به فروش نرفت. هیچ فروشی به مدت چهار هفته پس از راه اندازی این کسب و کار نبود. من قبلا یک کسب و کار الکترونیکی به نام Eve.com راه اندازی نمودم و محصولات بلافاصله از قفسه ها فروش رفتند. ولی من با Minted واقعا مجبور بودم انصراف از آن را لحاظ کنم. برخی از سرمایه گذاران من که از دوستان و آشنایانم بودند مرا تشویق کردند که سرمایه را بالا ببرم. من حس کردم پول آن مسئولیت دارد و با بی میلی این کار را انجام دادم.

 


 با نابغه های موفق ایرانی در قسمت مجله کسب و کار تداپ آشنا شوید.


 

چرا فکر می کردید Minted در نهایت کار می کند؟

ما درست قبل از اینستاگرام و پینترست که هر دو واقعا نحوه تعامل با مردم را تغییر داده بودند، Minted  را راه اندازی کردیم. جامعه طراحی ما فقط به شهر می رفت و دعوت نامه هایی به افراد می داد. این بادی برای قایق ما بود. رکود هم کمک شایانی به ما نمود. مصرف کنندگان بیشتر از نام تجاری گران قیمت به محصولات صنایع دستی علاقه مند شدند. و تعداد زیادی از هنرمندان بیکار بودند.

 

 

چه زمانی واقعا احساس کردید که چیزی دارید؟

اولین کریسمس. هجوم سفارشات آنقدر زیاد بود که ما سریعا به حداکثر ظرفیت خود رسیدیم و مجبور شدیم بازاریابی آنلاین خود را برای کند کردن سفارشات دریافتی، خاموش کنیم. ما تماسی از طرف یک خانم داشتیم که دو ساعت انتظار کشیده بود و در نهایت می گفت که نتوانسته سفارش را پیگیری کند؛ دیروز سفارش را در گوگل دیده ولی امروز آن را نمی یابد زیرا ما جستجو را غیر فعال کرده بودیم. آیا من می خواستم که او دو ساعت منتظر سفارش کارت بماند. ولی می دانم که او یک مخاطب واقعی بود و البته سفارش وی را گرفتیم.

 

به غیر از اینکه طراحان به این کار مشتاق بودند، چگونه آنها را به جامعه جدید جذب نمودید؟

ما سعی کردیم اعتبارسنجی نموده و یک مدل انتقادی بسازیم. طراحان در مدت ارائه فرایند می توانستند بازخورد بگیرند و تغییرات لازم را قبل از تحویل نهایی اعمال کنند. طرح هایی که انتقاد شده بودند ۵ درصد بهتر از آنهایی بودند که بازخورد دریافت نکردند.

 

آیا این طرح کمکی به طراحان برای ایجاد روابط شخصی در جامعه نموده است؟

بسیاری ازطراحان با سلامت روانی در تنازع هستند زیرا این یک حرفه واقعا منزوی است و تا زمانی که آموزش  تمام نشود اعتبارسنجی یا بازخوردی صورت نمی گیرد.  بنابراین ما سعی کردیم افراد را گرد هم بیاوریم.ما اخیرا درخواست های زیادی مبنی بر  ابزارهای همکاری دریافت نموده ایم که به آنها امکان  کار با یکدیگر و تقسیم درآمد را می دهد و ما در حال بررسی این حوزه هستیم.

 

شما با برندهای بزرگ خرده فروشی مانند West Elm و Target همکاری زیادی دارید. چگونه شرکایتان را انتخاب کردید؟

ما شاهد بودیم که خرده فروشان تحت عنوان “الهام گرفتن” از ما تقلید می کنند. آنها می گویند:”ما همیشه  برای الهام گرفتن از شما استفاده می کنیم”. ولی برخی خرده فروشان خیلی رو راست از ما درخواست مجوز طرح هایمان را داشتند. West Elm اولین آنها بود و واقعا هنر دوست بود. در انتهای روز، ما خط لوله محتوا بودیم و محتوای بیش از حد نیاز را داشتیم.  ولی چالش اینجا بود که ما نمی خواستیم Minted همه جا باشد.  بنابراین برندهای دیگر مانند Pippa را به راه انداختیم که با فروشگاه های انبوه بیشتر توزیع می شود.

 

شما در ماه دسامبر ۱۸ میلیون درآمد از سری های E  داشته اید. این یک رقم مهم است. رویکرد شما چه بود؟

در اولین مرحله کسب و کار یعنی زمانی که در حال پول در آوردن هستید، امید می فروشید نه واقعیت. در این مرحله، حقیقت ارقام همین است. افرادی که شما با آنها صحبت می کنید فقط میلیون ها دلار صرف ارزیابی و بستن سرمایه گذاری نموده اند. این یک تولید است. ولی من درآمد ۳۳۰ میلیون دلاری را از شغلم به دست آورده ام و یک چیز را یاد گرفته ام: شما باید بر قدرت شهودی تان تمرکز کنید. آیا به این سرمایه گذاران اعتماد دارید و آیا ارزش افزوده ای دارند؟ مثلا هنری الن بوگن از T. Rowe Price یک متفکر استراتژیک بزرگ است که در زمینه برندسازی برای سرمایه گذاری مالی بسیار مناسب می باشد بنابراین ارزش افزوده دارد

(نکته: الن بوگن از T. Rowe Price جدا شد تا کسب و کار خودش را راه اندازی کند)

 


در کتابستان تداپ؛ بزرگترین مرکز فروش کتاب های کسب و کار کشور، واقع در فضای رؤیایی کافه کسب و کار، منتظر حضور گرمتان هستیم. 
خ ولیعصر، روبروی پارک ملت، کوچه شهنواز، پ ۹۳


ادامه سوالات مصاحبه با مریم نفیسی

من همیشه چیزهای مهمی در مورد او می شنیدم

او اخیرا توصیه خوبی به من نمود که آن را به کار خواهم گرفت: از بین همه گزارش های مستقیمتان دو مورد هستند که شما برای توسعه و پیشرفت باید روی آنها تمرکز کنید. شما هرگز نمی خواهید همه پرسنل را توسعه دهید  و باید افرادی  را استخدام کنید که جایگاه و درجه قبلی شما را دیده باشند. ولی دو نفر را انتخاب کنید که درجه شما را ندیده اند و آنها را راهنمایی کنید.

 

این امر احتمالا به شما هنگام کار با تیم (با جایگاه فعلی تان) مفید است.

ما تقریبا ۴۰۰ کارمند داریم و ساختن دشوار است زیرا به دسته های جدید رفته ایم. چه زمانی شما کارمندان تمام وقت را برای ایده جدید استخدام می کنید؟ شما الزامی به ساخت تیم قبل از دانستن اینکه همه چیز موفقیت آمیز است یا خیر، ندارید. من بررسی کردم که چگونه استیو جابز خرده فروشی اپل را تشکیل داد. او ران جانسون را استخدام کرد و با هم اپل را ساختند. و سپس به جای اینکه خرده فروشی را راه اندازی کند بلافاصله آن (بخش) را به ران واگذار کرد  و بعد شخص دیگری را استخدام نمود.

 

آیا اکنون رویکرد شما همین است؟

من در حال جستجوی فروشگاه های فیزیکی در حال راه اندازی هستم و با این معضل روبرو هستم: باید یک کارآفرین استخدام کنم و این کار را به آنها بسپارم وخودم در حوزه های دیگر متمرکز شوم. افزایش سرمایه اخیر به ما کمک می کند. این یک درس مهم دیگر است: ارزان بودن همیشه جواب نمی دهد. شما با تمرکز بیش از حد بر سودآوری به خود صدمه می زنید. در این مرحله باید روی داده ها سرمایه گذاری کنید.

 

پس از یک دهه از ساخت مدل و جامعه Minted شما اکنون روی یک تن داده قرار گرفته اید. این داده ها چگونه کسب و کار شما را به جلو می رانند؟

این داده ها به ما نقشه راه داده اند و تحلیل های پیش بینی شده هستند. با گذشت ۱۰ سال (از جمع آوری داده های) مردم براساس چیزهایی مثل گروه های سنی یا عوامل اجتماعی اقتصادی نظرات پیش بینانه جهت ساخت دسته ها ارائه داده اند. ما می توانیم از مدل مشابهی استفاده کنیم. به این ترتیب اگر کسی ویژگی های شبیه به فردی داشته باشد که در گذشته با موفقیت رای داده، آن را برای رای دادن در رقابت جدید باید برگزینیم و رای بالاتری به وی بدهیم. ما تولید بهترین طرح فروش را درجه بندی کرده و یک برند خرده فروشی ایجاد می کنیم که واقعا در جریان باشد.

این یک جهش بزرگ از چشم انداز اصلی شماست.

من فکر می کردم یک خرده فروشی لوازم التحریر تاسیس کرده ام ولی این طرح واقعا یک استودیوی محتوا بود. کسب و کار به من راه را نشان داد. از اول چیزی قابل تشخیص نبود. من در دور اول سرمایه گذاری کسی را سرزنش نمی کنم زیرا ما تصوری از این اتفاق نداشتیم.

 
 

 

 

(بازدید ۱۲ بار, بازدیدهای امروز ۱ )

شما ممکن است علاقه مند باشید به