چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟ | درس اول قسمت اول

اول ایده ، بعد استارتاپ | تد تهران تد ایرانی کسب و کار

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟ | برای شروع یه استارتاپ، شما نیاز به یک ایده عالی، یک محصول عالی، تیم عالی و اجرای عالی دارید. اینا تا حدودی همپوشانی دارند، اما من باید به‌صورت جداگانه درباره‌شون صحبت کنم تا تک‌کشون قابل‌فهم بشن. بااین‌حال هنوز هم ممکنه که شکست بخورید چون نتیجۀ کار هم مثل زمان ایده پردازی، زمان تولید، زمان اجرا و زمان تشکیل تیم، به شانس هم بستگی داره؛ و این شانس عددی بین ۰ تا ۱۰ ست به معنای واقعی کلمه خیلی زیاد (شانسیه). اما اگه توی این چهار حوزه خوب کار کنین، می‌تونید اونا رو تحت کنترل خودتون در بیارید و شانس خوبی برای رسیدن به یه حداقل مقداری از موفقیت داشته باشید.

 

آموزش استارتاپ توسط دانشجوی انصرافی استنفورد

‫من سم آلتمن هستم مدیر شرکت «Y Combinator».

نه سال پیش، دانشجوی استنفورد بودم. دانشگاه رو رها کردم تا یه شرکت بزنم. ‫بعدشم چند وقتی سرمایه‌گذار بودم. الآن هم نه‌ساله توی «YC» به مردم آموزش میدیم که چطور استارت‌ آپ راه‌اندازی کنند. بیشتر آموزشمون کاربردی و مخصوص استارت‌ آپ‌ها هستش، اما کلاً ۳۰ درصدش رو می شه اجرایی کرد بنابراین، فکر می‌کنیم بشه ۳۰ درصد توی این کلاس آموزش داد. با اینکه این فقط سی درصد راهه جای امیدواری هست که واقعاً مفید باشه.

 

ایده برای شروع یک استارتاپ tedup.org
پیشنهاد استارتاپ

‫ما در «YC» خیلی از این مباحث را آموزش داده‌ایم، اما هیچ‌کدوم ضبط نشده و این اولین بار هست که بخش زیادی از چیزایی که در شرکت تدریس می‌کنیم قراره ضبط بشه. به خاطر همین، چند تا از بهترین سخنران‌هامون رو دعوت ‫کردیم بیاند و مباحثی که در شرکت ارائه میدند رو اینجا بگن.

‫ما تا حالا ۷۲۰ شرکت رو تأمین مالی کرده‌ایم پس کاملاً مطمئن هستیم که بخش عمده‌ی توصیه‌هامون واقعاً مفیده. هنوز نمی‌تونیم هر استارت‌ آپی رو تأمین مالی کنیم، اما خوشبختانه می‌تونیم این توصیه‌های کلی رو در دسترس افراد قرار بدیم.

درس های استارتاپی در دانشگاه استنفورد |

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟

‫سخنران‌های مهمان هفده درس از بیست درس کلاس را آموزش میدن و من فقط سه تاشو درس میدم.

‫با احتساب خود شرکت «YC»، هر سخنران مهمان در تأسیس یک شرکت با بیشتر از یک میلیارد دلار مشارکت داشته بنابراین توصیه‌هاش جنبه‌ی تئوریک نداره.

همه‌ی کارها قبلاً توسط کسانی که باید انجام میدادن انجام شده. تمام توصیه‌هایی هم که توی این کلاس می­شه برای تشویق افراد به شروع یک کسب‌ و کار جدیده؛ یعنی جایی که هدف رشد مضاعف و درنهایت ایجاد یه شرکت بسیار بزرگه.

 بخش زیادی از این توصیه‌ها در موارد دیگه عملی نیست.

‫می‌خوام از قبل تذکر بدم که اگه سعی کنین این توصیه‌ها رو در خیلی از شرکت‌های بزرگ یا غیر از استارت­اپ ، اجرا کنین، جواب نمیده هنوزم باید جالب باشه.

من واقعاً فکر می‌کنم استارت‌ آپ‌ها مسیر آینده‌ی ما هستند و ارزشش رو داره که برای یادگیریشون تلاش کنیم. اما استارت‌ آپ‌ها تفاوت‌های زیادی با شرکت‌های عادی دارند بنابراین در طول دورۀ امروز و پنج‌شنبه، من سعی می‌کنم یه مرور کلی از چهار مبحثی ‫ارائه کنم که شما برای حداکثر کردن شانس موفقیت خودتون در یک استارتاپ بهش نیاز دارید و بعدش، در طول دوره، سخنران‌های مهمان به همه‌ی این‌ها با جزئیات بیشتر می‌پردازند.

یک استارتاپ به ایده عالی، محصول عالی، تیم عالی و اجرای عالی نیاز دارد

برای شروع یه استارتاپ، شما نیاز به یک ایده عالی، یک محصول عالی، تیم عالی و اجرای عالی دارید. اینا تا حدودی همپوشانی دارند، اما من باید به‌صورت جداگانه درباره‌شون صحبت کنم تا تک‌کشون قابل‌فهم بشن. بااین‌حال هنوز هم ممکنه که شکست بخورید چون نتیجۀ کار هم مثل زمان ایده پردازی، زمان تولید، زمان اجرا و زمان تشکیل تیم، به شانس هم بستگی داره؛ و این شانس عددی بین ۰ تا ۱۰ ست به معنای واقعی کلمه خیلی زیاد (شانسیه). اما اگه توی این چهار حوزه خوب کار کنین، می‌تونید اونا رو تحت کنترل خودتون در بیارید و شانس خوبی برای رسیدن به یه حداقل مقداری از موفقیت داشته باشید.

‫یه موضوع جالب در مورد استارت‌ آپ‌ها اینه که اونا حتی موقع اجرا هم بسیار تعجب‌برانگیز هستند. اگه جوان و بی‌تجربه هم باشید، می‌تونید از پسش بربیایید. پیر و بسیار باتجربه هم باشید، بازهم می‌تونید از پسش بربیایید.

‫و یکی از ویژگی‌های دیگر استارتاپ‌ها که من خیلی اونو دوست دارم اینه که بعضی چیزایی که توی کارهای دیگه بد هستند ‫مثل بی‌پولی یا ناشناخته بودن، هنگام راه‌اندازی یه استارتاپ یه دارایی بزرگ محسوب میشن.

چرا باید استارت‌ آپ راه‌اندازی کنید؟ | تد تهران

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟

قبل از اینکه به چگونگی کار بپردازیم می‌خوام در مورد اینکه چرا شما باید یه استارت‌ آپ راه‌اندازی کنید صحبت کنم.

‫گاهی اوقات شک می‌کنم اینو توی کلاس مطرح کنم یا نه؛ چون شما هرگز نباید یک استارت‌ آپ رو فقط برای این راه‌اندازی کنید که صرفاً این کار را (با توجه به مزیت‌هاش) انجام داده باشید.

 راه‌های خیلی ساده‌تری برای پولدار شدن هست؛ کسایی که استارت‌ آپ راه‌اندازی کرده‌اند همیشه میگن هرگز ‫نمی‌تونستند تصور کنند که این کار این‌قدر سخت و دردناک باشه. شما تنها زمانی که در مورد یک مشکل خاص احساس تکلیف می‌کنید و فکر می‌کنید راه‌اندازی یک شرکت بهترین راه برای حل اون مشکله، باید یک استارت‌ آپ راه‌اندازی کنید.

‫اول باید شور و شوق خاصی در شما ایجاد بشه و بعد برین دنبال استارت‌ آپ. درواقع، همه‌ی موفقیت‌های بزرگی که ما تویی «YC» به دست آوردیم به خاطر همین قضیه است؛ بنابراین، برای بخش دوم جلسه‌ی امروز، «داستین ماسکوویتز» یکی از بنیان‌گذاران فیس‌بوک و ‫آسانا به اینجا میاد تا در مورد اینکه چرا باید استارت‌ آپ راه‌اندازی کنید با شما صحبت کنه.

‫ما از توجهی که به این کلاس شد خیلی شگفت‌زده شدیم به همین خاطر می‌خواهیم مطمئن باشیم که بیشتر وقت کلاس درست گذشته باشه.

ایده، سنگ زیربنای استارتاپ

‫باشه، خب پس اولین مورد از چهار حوزه‌ای که اشاره شد داشتن یه ایده‌ی عالیه.

‫در سال‌های اخیر رایج شده که میگن ایده اهمیتی نداره یا به عبارتی، زمان زیادی برای فکر کردن در مورد ایده‌ی یه استارت‌ آپ لازم نیست. فقط باید شروع کنید، روی دیوارها پارچه بزنید و ببینید چی روش می‌چسبه و هیچ زمانی رو صرف فکر کردن به ایده پردازی نکنین. اگر کار کنه، پس ارزشش رو هم داره.

‫محورهای اصلی کار هم باید بزرگ باشن هرچه این محور‌ها بیشتر باشه. بهتره بااینکه این گفته‌ها کاملاً اشتباه نیست،‌ اما امروزه همه‌چیز به طرزی غیرقابل‌پیش‌بینی در حال تکامله.

‫واقعیت اینه که بدون دادن یه محصول واقعی دست مشتری‌هاتون قادر به فهم کامل چیزی که می‌خوان نیستید.

‫یه اجرای عالی ده برابر مهم‌تر و صد برابر دشوارتر از یک ایده‌ی خوبه، اما آونگ حین نوسان حرکت برگشتی هم داره. یه ایده‌ی بد هنوز هم بده و توی دنیای مرفهی که امروز توش هستیم، یک ایده‌ی بد پذیرفتنی نیست.

‫اجرای عالی یک ایده‌ی افتضاح شما رو به هیچ جا نمی‌رسونه. ‫البته، استثنائاتی هم وجود داره اما بیشتر شرکت‌های بزرگ نه با یه محور اصلی که با یک ایده‌ی عالی شروع به کارکرده‌اند.

‫اگه به محورهای کاری موفق در کسب‌ و کار نگاه کنید می‌بینید که اونا همیشه در دست بنیان‌گذارهای اون کسب‌ و کار هستند ؛ خودخواسته هستند، نه ایده تصادفی.

با توجه به نیاز خود، استارتاپ راه اندازی کنید 

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟

‫«ایر بی ان بی» به این دلیل اتفاق افتاد که «براین چسکی» ‫نمی‌تونست اجاره‌اش رو پرداخت کنه اما فضای اضافی در اختیار داشت. به‌طورکلی اگه شما تاریخچه‌ی محورهای کاری نگاه کنید می‌بینید که تبدیل به شرکت بزرگ نشده‌اند من خودم شدیداً معتقد بودم ایده اهمیتی نداره اما الآن کاملاً مطمئنم که اشتباه می‌کردم.

‫برای تعریف ایده، همان‌طور که گفتیم، مبحث بسیار گسترده ایه که شامل اندازه و رشد بازار، استراتژی رشد شرکت، استراتژی دفاع و غیره میشه.

‫وقتی ایده‌ای رو ارزیابی می‌کنین، باید به تمام این موارد فکر کنید نه‌فقط به محصول. اگر (ایده‌ی شما) جواب بده، ده سال هم که شده روی آن کار می‌کنید. ‫بنابراین، ارزش این‌رو داره که بخشی از زمانمون را اختصاص ‫بدیم و به ارزش بلندمدت ادامه‌ی کسب‌ و کار فکر کنیم. باوجوداینکه برنامه‌ریزی‌ها به‌خودی‌خود ارزشمند نیستند اما برنامه‌ریزی کردن واقعاً کار ارزشمندیه، گرچه امروز در اکثر استارت‌ آپ‌ها گم شده.

‫تفکر درازمدت هم بسیار پرکاربرده، یعنی همه‌جا کاربردیه، اما به‌طور خاص توی استارت‌ آپ‌ها اگر این کار را انجام بدید، مزیت بزرگی داره.

‫به یاد داشته باشید که ایده گسترش پیدا می‌کنه و به همون اندازه‌ای که شما بلندهمت بشید اونم بزرگ میشه.

‫برای اینکه از جایی که هستید برسید به‌جای که برجهان مسلط بشید قطعاً نیازی نیست همه‌چیز رو بدونید؛ اما همیشه میخواین با یک شالوده و هسته‌ی خوب شروع کنید. درواقع دنبال چیزی هستید که با روش‌های جالب بتونید توی اون پیشرفت کنید.

‫چیز دیگه‌ای که می‌بینیم‌ بنیان‌گذارهای جوان همیشه در موردش دچار اشتباه میشن، اینه که فکر می‌کنند زمانی باید یک کسب‌ و کار را راه‌اندازی کرد که کپی‌برداری از آن دشوار باشه، این بخش مهمی از یه ایده‌ی خوبه.

اگر ایده ای پشت یک استارتاپ نباشه؟ |چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟

‫من میخوام این نکته را دوباره تکرار کنم؛ چون خیلی مهمه: ‫اول باید ایده باشه، بعد استارت‌ آپ.

‫تا زمانی که یه ایده باارزش به ذهن‌تون برسه باید منتظر راه‌اندازی استارت‌ آپ باقی بمونید.

‫یه راه هم برای انتخاب بین ایده‌های مختلف وجود داره؛ اگر ایده‌های متعددی دارید که به نظرتون خیلی خوبن، ‫روی اون ایده‌ای کارکنید که اغلب موقع فکر نکردن به کار، بهش فکر می‌کنین.

‫مرتب از بنیان‌گذارها می‌شنویم که میگن؛ ای‌ کاش صبر کرده بودیم و کسب‌ و کارمون رو بر اساس ایده‌ی مورد علاقه‌مون راه‌اندازی می‌کردیم.

‫نگاه دیگه به این موضوع مشخص می‌کنه که بهترین شرکت‌ها تقریباً همیشه بر اساس یه مأموریت مهم هستند.

‫خیلی سخته که گروه‌های بزرگ از افراد متخصص و کارآمد رو که برای موفقیت یک استارت‌ آپ موردنیاز هست به دست بیاوریم. مگر اینکه شرکت رو به‌صورت یک مأموریت مهم در نظر بگیریم و این کار هم معمولاً بدون داشتن یک ایده‌ی اساسی عالی واقعاً سخته.

همیشه برای ایجاد یه استارت‌ آپ بزرگ سال‌ها و معمولاً یک دهه زمان لازمه

‫یک مزیت ایده‌های مأموریتی اینه که خود شما خودتون رو وقف اون می‌کنین، همیشه برای ایجاد یه استارت‌ آپ بزرگ سال‌ها و معمولاً یک دهه زمان لازمه. اگه چیزی که دارید می‌سازید را دوست ندارید یا بهش باور ندارید، به‌احتمال‌زیاد یه جایی از مسیر منصرف میشید.

‫من بدون باور به اهمیت واقعی مأموریت گرایی، راهی برای حل مشکل یه استارت‌ آپ نمی‌شناسم.

‫خیلی از بنیان‌گذارها، به‌ویژه دانشجوها فکر می‌کنند استارت‌ آپشون بعد از گذشت تنها دو سه سال به‌جایی که دلشون می‌خواست میرسه. تقریباً هیچ‌وقت این‌طور نیست یه استارت‌ آپ خوب همیشه ده سال زمان می‌بره.

‫مزیت سوم شرکت‌های مأموریت گرا، اینه که مردم بیرون از شرکت تمایل زیادی دارن که بهتون کمک کنند و به‌این‌ترتیب برای یه پروژه‌ی مهم و سخت، حمایت بیشتری نسبت به یک پروژه‌ی کپی‌برداری شده دریافت می‌کنین.

‫هنگام راه‌اندازی یه استارت‌آپ توی خیلی از موارد، راه‌اندازی یه استارت‌آپ پیچیده راحت‌تر از راه‌اندازی یه استارت‌آپ ساده است، این‌یکی از همون چیزای غیر بصریه و طول می‌کشه تا افراد درکش کنند.

‫نمی‌شه در مورد اهمیت مأموریت گرایی اغراق نکرد. پس می‌خوام برای آخرین بار تأکید کنم که ‫شرکت‌های مشتق شده، یعنی شرکت‌هایی که از یه ایده‌ی موجود با کوچک‌ترین تغییرات کپی‌برداری می‌کنند نه مردم رو ترغیب می‌کنن و نه می‌تونن تیم‌شون رو تا اندازه‌ای که برای موفقیت لازمه وادار به انجام کارهای سخت بکنن.

‫«پل گراهام» هفته آینده در مورد چگونگی کشف ایده‌ های استارت‌ آپ صحبت میکنن، این همون چیزیه که اغلب بنیان‌گذارها باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنن؛ اما من معتقدم شما می‌تونید بهتر ازش آگاه بشید و براش بهتر تمرین کنید و این بهتر شدن واقعاً ارزش شو داره.

بهترین ایده‌های استارتاپی اغلب اولش افتضاح به نظر میرسن

چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟

‫سخت‌ترین مرحله هنگام روبرو شدن با ایده‌های بزرگ اینه که بهترین ایده‌ها اغلب اولش افتضاح به نظر میرسن.

 (مثلاً) سیزدهمین موتور جست‌وجو بدون داشتن هیچ‌کدام از ویژگی‌های پرتال‌وب به نظر اکثر مردم چنین چیزی بی‌معنی بود، اما درنهایت بدون توجه به این نظرات، جست‌وجوها انجام شد و پرتال موردنظر به‌جایی رسید که ارزشش رو داشت. (مثال دیگر) دهمین شبکه اجتماعی و محدود به دانشجویان دانشگاهی به‌طور رایگان؟

‫اینم خیلی وحشتناک بود، اما درنهایت این «مای اسپیس» بود که برنده شد و الآن دیگه کسی هست که بخواد دانشجویان دانشگاه رو به‌عنوان مشتری یا راهی برای سوءاستفاده تلقی‌ کنه؟

‫این (ایده‌ها) فقط ظاهرشون وحشتناک به نظر می‌رسید،‌ از همه نظر هم وحشتناک، اما خوب از کار درآمدند. اگر چنین ایده‌هایی ظاهرشون خوب بود قبلاً خیلیا روی اونا کار کرده بودن.

‫همان‌طور که «پیتر تیل» در کلاس پنجم عنوان کرد؛ شما دنبال ایده‌ای هستین که به انحصار تبدیل بشه، اما به خاطر اینکه رقابت خیلی زیاده، نمی‌تونید توی یه بازار بزرگ فوراً یه انحصار به دست بیارید. 

برای استارتاپ برنامه زمانی بلند مدت طراحی کنید | راه اندازی استارتاپ

‫برای به دست آوردن یه انحصار باید اول یه بازار کوچک پیدا کنید و بعد اون رو گسترش بدید؛ به خاطر همینه که بعضی از ایده‌های استارت‌ آپی در ابتدا واقعاً بد به نظر می‌رسند.

 ‫پس خیلی خوبه اگه بتونید بگید: «امروز گروه کوچکی از کاربران از محصول من استفاده می‌کنند اما من همه‌شونو جذب می‌کنم و در آینده تقریباً همه از محصول من استفاده می‌کنن».

‫چیزی که خیلی زیاد پیش میاد اینه که شما نیاز پیدا می‌کنید باورهاتون رو تقویت کنید و کاری نداشته باشین بقیه چی میگن، سختیش هم در حساس بودن همین بخشه،‌ یک‌طرفش درستی و طرف دیگه‌اش دیوانگیه.

‫اما به خاطر داشته باشید که اگه یه ایده بزرگ در سر دارید، از دید اکثر مردم بد خواهد بود: شما باید از این بابت خوشحال باشید؛ چون این یعنی اونا نمی‌خواهند با شما رقابت کنند و به همین دلیل معمولاً گفتن ایده تون به دیگران خطرناک نیست.

‫ایده‌های واقعاً خوب برای اونا طوری که ارزش دزدیدن داشته باشه به نظر نمی‌رسه پس شما ایده‌ای می‌خواین که بتونید در موردش بگید «می‌دونم ایده‌ی بدی به نظر می‌رسه» اما به‌طور مشخص بفهمید که چرا این ایده در حقیقت یه ایده‌ی عالیه.

شما (برای ایده تون) یه ظاهر دیوانه‌وار و یه واقعیت درست می‌خواهید. ایده‌ای که افراد زیادی نخوان روی اون کار کنن و این وقتی شدنی است که ایده از ابتدا بزرگ به نظر نیاد.

از بازار کوچک شروع کنید | چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟

‫اشتباه رایج بنیان‌گذارها،‌ به‌ویژه کسایی که اولین بارشونه اینه که فکر می‌کنن سری اول محصولشون، نسخه‌ی اول ایده‌شون باید واقعاً عالی باشه؛ اما این‌طور نیست، همه‌ی این‌ها باید اول به یک بازار کوچک و خاص ارائه بشه و بعد ازآنجا توسعه پیدا کنه. اکثر شرکت‌های بزرگ این‌طور شروع کردن.

‫چیزی که شما دنبالش می‌روید غیرمعمول، اما درسته. شما چیزی رو می‌خواین که به نظر ایده‌ی بدیه اما درواقع ایده‌ی خوبیه. همین‌طور،‌ واقعاً لازمه که زمان بذارید و به این‌که بازارها چطور گسترش پیدا می‌کنن فکر کنید. شما به بازاری نیاز دارید که ظرف ده سال بزرگ بشه.

امروزه بیشتر سرمایه‌گذارها با اندازه‌ی بازار درگیر هستند و به اینکه چطور یه بازار توسعه پیدا می‌کنه فکر نمی‌کنند.

درواقع، من فکر می‌کنم این‌یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات سیستماتیک سرمایه‌گذارهاست، اونا فقط به رشد خود استارت‌ آپ فکر می‌کنند و به رشد بازار فکر نمی‌کنند.

‫من به‌شخصه بیشتر مراقب رشد بازار هستم، تااندازه‌ای که الآن داره و البته مراقب دلایل این بالا رفتن هم هستم شما هم باید در موردش فکر کنید.

‫من سرمایه‌گذاری توی شرکت کوچکی که سریع رشد میکنه رو به شرکت بزرگی که کند رشد می‌کنه ترجیح میدم.

‫یکی از مزایای بزرگ این نوع از بازارها‌ -بازارهای کوچک ولی با رشد سریع- اینه که مشتری‌هاش همیشه از پیدا کردن راه‌حل ناامیدند و با یه محصول ناقص ولی در حال بهبود کنار میان.

مزیت بزرگ دانشجوهای استارتاپی | راه اندازی استارتاپ

 یه مزیت بزرگ دانشجو بودن،‌ یعنی یکی از دو مزیت بزرگش اینه که شماها درک بهتری از بازارهای با رشد سریع نسبت به افراد مسن دارید، چیز دیگه‌ای که دانشجوها معمولاً متوجهش نیستن و حداقل مدتی طول می‌کشه بفهمن، اینه که قادر نیستید بازاری رو به وجود بیارید که نمی‌خواد به وجود بیاد.

‫شما اساساً در استارت‌ آپ همه‌چیز رو می‌تونید تغییر بدید به‌غیراز بازار؛ بنابراین باید واقعاً به بعضی مسائل فکر کنین تا حداقل بتونید مطمئن بشید دارید وارد بازاری می‌شوید که رشد ‌می‌کنه و به‌جایی می‌رسه.

درباره نوع مناسب بازار به روش‌های مختلفی میشه صحبت کرد به‌عنوان‌مثال، سواری روی موجی که دیگران درست کردن یا وارد آسانسور شدن یا پیوستن به یه جنبش؛ اما همه‌ی اینا می‌خواد بگه که دنبال بازاری باشید که واقعاً به‌سرعت رشد کنه، امروز ممکنه کوچک باشه اما شما می‌دونید که به‌سرعت رشد می‌کنه و بقیه اینو نمی‌دونن: پس به این فکر کنین که چنین چیزی کجای دنیا می‌تونه اتفاق بیفته. شما به چنین وزش بادی برای راه‌اندازی یه استارت‌آپ موفق نیاز دارید،

‫چیز هیجان‌انگیز اینه که چنین وزشی الآن بیشتر از هرزمانی در گذشته وجود داره.

‫همان‌طور که «مارک اندرِسِن» میگه: «نرم‌افزار داره جهان رو می‌خوره» و این دقیقاً همه‌جا هست. ایده‌های بزرگ زیادی مثل این بیرون ازاینجا هست که شما فقط باید یکی‌شو بردارید و اونی که واقعاً‌ براتون مهمه رو پیدا کنید.

در قسمت دوم استارتاپ در تد تهران ادامۀ مطلب را بخوانبد

(بازدید ۱۴۰ بار, بازدیدهای امروز ۱ )

شما ممکن است علاقه مند باشید به