چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟ درس سوم قسمت اول

استارتاپ های عاشق ماندگار می شوند |تداپ تد ایرانی کسب و کار

کوتاهه.مقدمه‌های طولانی مثل این خوب نیست.

‫«سم» می‌دونه، خیلی خب، همه آماده‌اند؟

‫نمی‌خوام مثل هر جلسه بپرسم میکروفون کار می­کنه یا نه.

‫من فقط فرض می‌کنم کار می­کنه.

‫ــــ نه!

‫نه ‌دمار از روزگارمون درآورد!

‫خیلی خب،‌ خب یکی به کارش بندازه.

‫ـــ کار می‌کنه، کار می‌کنه.

‫خیل خب، مثل بعضی کلاسای قدیم می‌مونه.

‫درسته، درسته.

‫من بحث خودم رو نوشته‌ام و می‌خوام بعد چند روز از سخنرانی به یه مقاله تبدیلش کنم و روی اینترنت بذارم.

بنابراین، مجبور نیستین یادداشت‌ کنین، فقط و فقط گوش بدید.

‫خیلی خب. یکی از مزایای بچه داشتن اینه که وقتی می‌خواین چیزی به مردم توصیه کنین، از خودتون می‌پرسید، بچه‌ی خودم بود بهش چی می­گفتم؟

‫و واقعاً می‌فهمید که این کار متمرکزتون می‌کنه. گرچه بچه‌های من کوچیک هستند از یکی­شون که دوسالشه پرسیدم، بعد دوسالگی چی میشی؟

‫گفت یه خفاش.

‫جواب درست سه‌ساله بود.

‫اما یه خفاش خیلی­ خیلی جالب‌تره. پس بااینکه بچه‌های من کوچیک­ اند، من از الآن می‌دونم اگه وارد دانشگاه شدن، درباره‌ی استارت‌آپ چی بهشون بگم. همون چیزی که الآن به شما می‌خوام بگم.

‫بنابراین، شما به معنای واقعی کلمه چیزی که من به بچه‌ی خودم خواهم گفت رو می‌گیرید چون اکثر شما اونقدر جوانید که جای بچه‌ی من حساب میشید.

‫خیلی خب، پس استارت‌آپ‌ها خیلی غیرملموس هستند.

‫من مطمئن نیستم که دقیقاً چرا شاید به این دلیل که دانش اونا هنوز توی فرهنگ ما نفوذ نکرده؛ اما به هر دلیل، محدوده‌ایه که نمی‌تونید توی اون همیشه به درک شهودی خودتون اعتماد کنید. مثل اسکی کردن می‌مونه.

استارتاپ ها مرموزند | استارتاپ عاشق ماندگار می شود

‫هیچکدوم از شماها اسکی رو توی بزرگ‌سالی یاد گرفتین؟

‫می‌دونید، وقتی دارید اسکی می‌کنین، ‫وقتی برای اولین بار سعی می‌کنین اسکی کنید و می‌خواین سرعتتون رو کم کنید،‌ اول‌ازهمه یه ضربه می‌زنید تا به عقب برگردید، درست مثل هر چیز دیگه‌ای، اما وقتی روی اسکی به عقب برمی‌گردید، بدون کنترل از روی تپه پایین می‌افتید، پس همون­طور که من یاد گرفتم، بخشی از یادگیری اسکی، یادگیری خنثی کردن اون ضربه است.

درنهایت، یکسری عادت‌های جدید یاد می‌گیرید؛ اما در ابتدا، یه لیست از چیزایی که موقع پایین اومدن از تپه باید سعی کنین به خاطر بیارید، ایناست:

می‌دونید، مثل پاهای یدکی، چرخش‌های اس‌شکل، نکشیدن پا به سمت داخل و همه‌ی این چیزا.

‫خب، استارت‌آپ‌ها هم به‌اندازه‌ی اسکی کردن غیرطبیعی‌اند و یه لیست مشابه این هم باید برای استارت‌آپ‌ها به خاطر بسپارید؛ و چیزی که من امروز می­خوام بهتون یاد بدم، درآمدی بر این لیسته.

‫یه لیست از چیزای غیرشهودی که باید به خاطر داشته باشید تا از گمراه شدن غرایز شما جلوگیری کنه.

‫اولین موردش، حقیقتی هست که اندکی پیش اشاره کردم، این‌که استارت‌آپ‌ها آن‌قدر مرموزند که اگه در مورد اونا از غرایزتون پیروی کنین شما رو گمراه خواهند کرد.

وقتی نزدیکه مرتکب خطا بکشید، اگه چیزی بیشتر از اینم یادتون نیومد طوری نیست، حداقلش اینه که قبل از این‌که مرتکب خطا بشید از اشتباهتون دست می‌کشید.

وقتی من «Y Combinator» رو اداره می‌کردم، قبلش به اینکه کارمون گفتن چیزاییه که مؤسس‌ها نادید‌ه‌اش می­گیرن، می‌خندیدیم؛ و این واقعاً درسته. شرکای (YC) دسته‌دسته مؤسس‌ها رو در مورد اشتباهاتی دارن مرتکب میشن آگاه می‌کنند و مؤسس‌ها اونا رو نادیده می‌گیرند؛ و یه سال بعدش برمی‌گردند و میگن ای‌کاش گوش کرده بودیم؛ اما آن شخص در جدول چنگال خود قرار دارد و چیزی وجود ندارد که بتواند انجام دهد.

تداپ تد ایرانی کسب و کار

‫چرا مؤسس‌ها مدام توصیه‌ی مشاورها رو نادیده می‌گیرند؟

‫خب، این به ایده‌های غیرشهودی برمی‌گرده، اونا با درک شهودی شما مخالفند پس توصیه‌هاتون به نظرشون اشتباهه.

‫پس البته اولین اقدام شما نادیده گرفتن اوناست. ‫و درواقع این فقط یه مصیبت برای «Y Combinator» نیست، تو برخی جاها ما هم خودمون رو اصلاح می‌کنیم.

‫شما به آدمایی که توصیه‌هاشون شگفت زده‌‌تون نمی‌کنه نیازی ندارید، مگه نه؟

‫اگه درک و بینش مؤسس‌ها بهشون جوابای درست بده، به ما نیازی ندارند. ‫به همین دلیل است که آموزش‌دهنده‌ی اسکی زیاده اما اجراکننده‌ی اون آموزش‌ها زیاد نیست.

‫شما این دو کلمه رو کنار هم نمی‌بینید که اجرا‌کننده‌ی آموزش همون اندازه‌ای باشه که مربی اسکی هست. چون‌که اسکی یه کار غیر شهودیه.

‫پس در این صورت (YC) چیه؟

‫مثل مربی اسکی‌های تجاریه فقط به‌جای پایین اومدن از دامنه‌ی تپه‌ها، ازشون میره بالا.

‫خب، ایدئاله. اما می‌تونید به حس غریزی خودتون نسبت به افراد هم اعتماد کنید.

‫زندگی شما تا حالا شبیه وقتی‌که یه استارت‌آپ راه ‌می‌اندازید نبوده، اما تمام تعاملاتی که با افراد تو فضای کسب‌وکاردارید درست مثل تعاملاتی که تا حالا با افراد داشتین درواقع یکی از اشتباهات بزرگ مؤسس‌ها اینه که به احساس غریزی خودشون نسبت افراد، به‌اندازه‌ی کافی اعتماد نمی‌کنند. اونا با هرکسی که به نظر تأثیرگذاره ملاقات می‌کنند، اما نسبت به اونا حس بدگمانی دارند؛ و بعد که همه‌چیز داغون میشه، به خودشون میگن، گفتیما!

‫من می‌دونستم یه اشکالی تو کار اون مرد هست، اما ازش گذشتم چون خیلی پر ابهت به نظر میومد.

‫یه مورد فرعی خاص توی کسب‌وکار وجود داره که به‌خصوص اگه از توی حوزه‌ی مهندسی اومده باشید، مطمئنم همتون انجامش می‌دید و اینه که فکر می‌کنید فرض بر اینه که توی کسب‌وکار یه اندک ناخوشایندی‌های این‌چنین باید باشه و بنابراین وقتی با کسایی که به نظر باهوشند ولی به‌نوعی ناخوشایند هستند برخورد می‌کنید، فکر می‌کنید که خب این برای کسب‌وکار طبیعیه.

‫اما این‌طور نیست. درست همان‌طوری افرادتون رو انتخاب کنید که دوستانتون رو انتخاب می‌کنید. این‌یکی از معدود مواردیه که رو راست بودن با خودتون، کارسازه.

‫با افرادی کارکنید که خالصانه بهشون احترام می‌ذارید و به‌قدر کافی اونا رو شناختید که بهشون اطمینان داشته باشید.

‫چون خیلی از مردم هستند که مدتی واقعاً خوب و دوست‌داشتنی به نظر میرسن، اما فقط صبر کنید تا با سلایق شما مخالف بشن، اون­وقت خواهید دید چی میشه.

‫خیلی خب.

داشتن تخصص لازم و تحلیل کافی شرط موفقیت در استارتاپ| تداپ تد ایرانی کسب و کار

‫دومین مورد غیرشهودی اینه که ممکنه یکم ناامیدکننده باشه اما چیزی که برای موفقیت توی یه استارت‌آپ بهش نیاز دارید، متخصص استارت‌آپ شدن نیست؛ که باعث میشه این کلاس، با اکثر کلاس‌های دیگه‌ای که برداشتین متفاوت باشه.

‫وقتی به یه کلاس زبان فرانسه میرید، بعد از اتمامش، اگه کارکرده باشین می‌تونید فرانسوی حرف بزنید، ممکنه نتونید دقیقاً مثل یه فرد فرانسوی حرف بزنید اما خیلی بهش نزدیکید، مگه نه؟

‫این کلاس می‌تونه به شما در مورد استارت‌آپ‌ها آموزش بده اما این چیزی نیست که شما باید بدونید.

چیزی که برای موفقیت توی یه استارت‌آپ بهش نیاز دارید، متخصص استارت‌آپ شدن نیست.

‫چیزی که بهش نیاز دارید، تخصص در زمینه‌ی کاربران خودتونه.

دلیل موفقیت «مارک زوکربرگ» توی فیس‌بوک، متخصص بودن درزمینه‌ی استارت‌آپ نبود، اون باوجودی که توی استارت‌آپ تازه‌کار بود تونست موفق بشه. ‫

منظورم اینه که فیس‌بوک اولین شرکت ثبت‌شده به‌عنوان شرکت با مسئولیت محدود (LLC) توی فلوریدا بود.

‫حتی شما بچه‌ها بهتر از اون بلدید. اون باوجودی که توی راه‌اندازی استارت‌آپ کاملاً ناشی بود موفق شد، چون کاربرانش را خیلی خوب درک می‌کرد.

‫اکثر شما سازوکار تشکیل «اینجل راوند» رو نمی‌دونید. درسته و اگه نسبت به این ندونستن‌تون حس بدی دارید، من می‌تونم بهتون بگم که «مارک زوکربرگ» هم احتمالاً چیزی در مورد سازوکار تشکیل «اینجل راوند» نمی‌دونه.

‫اگه اون حتی موقعی که «ران کان‌وِی» یه چک بزرگ براش می‌نوشت به این موضوع توجه می‌کرد، بازم احتمالاً تا حالا فراموشش کرده بود.

‫درواقع، من نگرانم، گرچه یادگرفتن جزئیات سازوکار راه‌اندازی استارت آب برای افراد کاملاً غیر لازم نیست، اما تا حدودی خطرناکه چون مشخصه‌ی دیگر اشتباهاتی که مؤسس‌های جوان موقع راه‌اندازی استارت‌آپ مرتکب میشن اینه که وسط تلاطم راه‌اندازی استارت آب میوفتن.

‫اونا با ایده‌هایی به نظر قابل‌قبول میان با یه ارزیابی خوب، تأمین مالی میشن، یه دفتر خوب توی «سُما‌» اجاره می­کنن، یه گروه از دوستانشون رو استخدام می‌کنن و توی مرحله‌ی بعد، بعد از اجاره دفتر خوب توی «سُما‌» و استخدام یه دسته از دوستان، به‌تدریج متوجه میشن چطور تماماً پدرشون دراومده.

‫چون درحالی‌که داشتن از تمام شکل‌های ظاهری شروع یه استارت‌آپ تقلید می‌کرده‌اند، از یه چیز واقعاً ضروری غفلت کردن، این‌که چیزی رو بسازن که مردم می‌خوان به‌هرحال، این تنها استفاده‌ای بود که از اون کلمه‌ی ناسزا کردم (fuck!)،

 به‌جز دفعه‌ی اول که غیرارادی بود و من درست بودنش رو با «سم» هم چک کردم، اونم گفت چندین بار این کارو کرده، منظورم استفاده از اون کلمه است.

‫ما شاهد بودیم که این اتفاق اغلب اوقات میوفته، منظورم کسانیِ که توی تلاطم شروع استارت‌آپ میوفتن.

که ما یه اسم روش گذاشتیم، خونه بازی.

‫درنهایت، من فهمیدم چرا این اتفاق میوفته. ‫دلیل اینکه مؤسس‌های جوان توی تلاطم شروع استارت‌آپ میوفتن اینه که ‫چون این چیزیه که از اول زندگی‌شون تا اون لحظه برای انجام دادنش آموزش دیدن.

به چیزی که برای به دست آوردنش میرید دانشگاه فکر کنید، فعالیت‌های فوق‌برنامه، اینا رو هم بررسی کنید.

‫درسته؟

حتی توی کلاسای دانشگاه، اکثر کارای ­که انجام می‌دید در حد اختراع لامپ تصنعیه و من به‌نظام آموزشی به خاطر این راه و روشی که داره، حمله‌ور نمیشم.

‫کاری که یاد می‌گیرید انجام بدید، ناگزیر یکم جعلی می­شه و اگه عملکرد افراد رو بسنجید، اونا به‌ناچار تفاوت ایجاد می‌کنن و درجه‌ای که شما اندازه‌گیری می‌کنید، بزرگی میزان تصنعی و تقلبی بودنشون رو نشون می‌ده و من اعتراف می‌کنم که خودم توی دانشگاه همین کار رو انجام دادم.

‫درواقع، اینجا یه نکته مفید درگرفتن نمرات خوب هست، من توی خیلی از کلاسا متوجه شدم که فقط حدود ۲۰ یا ۳۰ ایده برای طراحی سؤالات امتحانی وجود داره.

‫پس من برای امتحانا طوری درس نمی‌خوندم که روی مباحث کلاس مسلط بشم، اما سعی می‌کردم سؤالای امتحان و جواباشونو از قبل امتحان به دست بیارم، ‫پس برعکس، برای من امتحان دادن به معنی جواب دادن به سؤالات امتحانی نبود، ‫برای من امتحان اون سؤالایی بود که از قبل نوشته بودم و توی امتحان اومده بود، درسته؟

‫به خاطر همین به‌محض گرفتن نمره، برگه‌ی امتحانمو بررسی می‌کردم و به سؤالات نگاه می‌کردم بینم چندتاشونو واقعاً درست نوشتم. ‫این توی خیلی ازکلاسا،‌ به‌خصوص کلاسای CS کار می­کنه.

‫تئوری «آتامتا» رو یادت میاد که چیزای خیلی کمی داشت که بشه ازشون تو امتحان سؤال بیاد، ‫بنابراین، تعجب‌آور نیست چون مؤسس‌های جوان برای این‌طور بازی درآوردن یه عمر آموزش دیدن اولین انگیزه‌ی مؤسس‌های جوان برای تأسیس یه استارت‌آپ اینه که بفهمن ترفندهاش چیه.

‫برای این بازی جدید، فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ی استارت‌آپی چیه، من چه کارایی باید انجام بدم.

‫اونا می‌خوان این چیزا رو یاد بگیرن چون ظاهراً معیار موفقیت یه استارت‌آپ رو پول به دست آوردن می‌دونن، ‫و این‌یکی دیگه از اشتباهات ناشیانه‌ی اوناست.

‫اونا همیشه می­خوان بدونن ترفندهای متقاعد کردن سرمایه‌گذارها چیه و ما همیشه باید بهشون بگیم که بهترین راه برای متقاعد کردن سرمایه‌گذار، راه‌اندازی استارت‌آپیه که واقعاً خوب کار کنه یعنی به‌سرعت رشد کنه و به‌سادگی به سرمایه‌گذارها ارائه بشه.

ترفندهای رشد چیست | تداپ تد ایرانی کسب و کار

 بعدش اونا میگن، باشه، ترفندای رشد سریع چیه؟

‫درسته؟

‫رشد در صورت وجود چیزی که بهش تکانه‌های رشدی میگن، تشدید می­شه. درست؟

‫هر جا شنیدید کسی داره درباره‌ی تکانه‌های رشد حرف میزنه، فقط تو ذهنتون چرت‌وپرت در نظر بگیردش. چون من یه این آدما میگم، چیزی که باعث رشد یه استارت‌آپ میشه، درست کردن چیزیه که مردم واقعاً عاشقش باشند.

‫درست و سپس باهاشون در این مورد صحبت می‌کنم.پس اون کاریه که شما باید انجام بدید. تکانه‌های رشد دقیقاً اونجاست.

‫بیشتر گفت‌وگوهایی که شرکای YC با مؤسس‌ها دارن بااین سؤال مؤسس‌ها شروع میشه که چطور باید انجام بدم؟

‫اون شریک هم جوابشونو با جمله‌ای می‌ده که با کلمه‌ی فقط شروع میشه.

‫درسته، اما چرا اونا چیزا رو اینقدر پیچیده می‌کنن؟

‫جوابی که من بعد سال‌ها سروکله زدن باهاشون پیدا کردم اینه که چون اونا دنبال ترفند می­گردن، آموزش دیدن که دنبال ترفند باشند. پس این سومین چیز غیرشهودی درباره‌ی استارت‌آپ‌هاست که باید به خاطر بسپارید.

‫جایی که سیستم از کار میوفته، تأسیس یه استارت‌آپ شروع به بازی می‌کنه اگه یه شرکت بزرگ تأسیس کنید، سیستم به کار خودش ادامه می‌ده، بسته به اینکه چطور سیستم شکست‌خورده، شما می‌تونید موفق به ارائه‌ی شرکتتون به یه فرد مناسب بشید.

‫با فرستادن ایمیل تو اواخر شب، کاری کنید خیال کنند بهره‌وری دارید، ‫یا اگه به‌اندازه کافی باهوشید، ‫تغییر ساعت رایانه‌تون باعث می­شه ساعت رایانه خود او روی سربرگ ایمیل بیاد، درسته؟

‫وقتی من مخاطبایی رو دوست داشته باشم چیزای جالب مثل این میگم تا اونا بخندند. قدیما توی مدرسه‌ی کسب‌وکار، سربرگ‌ها، باشه. خدای من این چیزا داره ضبط می­شه، ‫من فقط اینو فهمیدم، خیلی خب، از حالا به بعد فقط طبق متن پیش میریم.

‫خیلی خب. اما توی استارت‌آپ این چیزا جواب نمی­ده هیچ کارفرمایی نیست که بشه فریبش داد، وجود نداره، وقتی کارفرمایی برای فریب دادن وجود نداره،‌ چطور می‌تونید افراد دیگه رو فریب بدید.

تنها کاربران می‌مونن و تموم کاربران هم حواسشون هست که آیا نرم‌افزار شما اون چیزی که می‌خوان هست یا نه درسته؟

‫اونا مثل کوسه هستند، کوسه‌ها احمق‌ترین کودن‌ها هستند، ‫شما می‌تونید یه پرچم قرمز جلوی یه کوسه تکون بدید و گولش بزنید، ‫شبیه گوشت باشه یا نباشه فرقی نداره. پس شما باید چیزی که مردم میخوان رو داشته باشید و تنها توی اون زمینه‌ای که دارید کار می‌کنید، موفق میشید.

‫چیز خطرناک اینه که به‌خصوص برای شما بچه‌ها، چیز خطرناک اینه که این ترفند و فریب تنها توی بعضی زمینه‌ها روی سرمایه‌گذارها جواب می‌ده.

‫اگه واقعاً خوب بدونید که دارید در مورد چی حرف می‌زنید. می‌تونید توی یک یا دو مرحله از سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذارها رو گول بزنید. اما این به نفع شما نیست.

‫منظورم اینه، دارید تموم این کارها رو به خاطر سهام انجام می‌دید، ‫دارید خودتونو گول می‌زنید، دارید وقتتون رو هدر می‌دید، چون چنین استارت‌آپی محکوم‌به فناست.

‫و همتون هم این کارو می‌کنید، فقط دارید وقتتون رو هدر می‌دید که استارت‌آپ رو ثبت می‌کنید. پس دنبال ترفند نگردید، مثل هر حوزه‌ی دیگه، توی استارت‌آپ هم ترفندهایی هست اما رتبه‌ی پایین‌تری ازنظر اهمیت نسبت به حل یه مشکل واقعی دارند.

‫کسی که در مورد افزایش سرمایه هیچی نمی‌دونه و چیزی ساخته که کاربران واقعاً عاشق هستن، زودتر و ساده‌تر پولش زیاد می­شه، نسبت به کسی که هر ترفندی رو از روی کتاب بلده اما یه نمودار کارایی افقی داره.

‫بااین‌وجود، در یه معنا هم خبر بدیه که بازی استارت‌آپ‌ها بازی سیستمی که الآن داره کار می‌کنه رو متوقف می‌کنه، به این معنی که شما از یکی از قدرتمند‌ترین سلاح‌هاتون و از چیزی که ۲۰ سال رو صرف حرفه‌ای شدن توش کردین محروم میشید ‫و این چیزی که من خیلی مهیج می‌بینمش اینه که ‫حتی جاهایی توی دنیا هست که هیج بازی سیستمی وجود نداره، چطور توی چنین جایی برنده بشید؟

‫وقتی توی دانشگاه بودم هم واقعاً هیجان‌زده می­شدم اگه می‌فهمیدم توی دنیا جاهایی هست که بازی سیستم کمتر از بقیه چیزا اهمیت داره و توی بعضی جاها هم به‌شدت از همه‌چیز مهم‌تره ‫اما در کل (این بازی سیستمی) وجود داره و یکی از مهم‌ترین چیزای که شما موقع برنامه‌ریزی درباره‌ی آیندتون باید بهش فکر کنین.

‫گرفتین، خیلی خب.

‫چطور توی هر نوع کاری برنده بشید؟ و با انجام چه‌کاری می‌خواین برنده بشید؟

در قسمت چهارم استارتاپ در تد تهران ادامۀ مطلب را بخوانبد

(بازدید ۳۸ بار, بازدیدهای امروز ۱ )

شما ممکن است علاقه مند باشید به