چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟ درس چهارم قسمت اول

محبوبیت خود در بین کابران بالا ببرید | تداپ تد ایرانی کسب و کار

‫از کجا باید شروع کنید؟

اولین کاری که باید انجام بدهید است که باید دقت داشته باشید که خودتون رو توی چه صنعتی می‌اندازید. ‫چه بزرگ باشه یا نه چه عظیم باشه یا نه، باید واقعاً‌ توی اون صنعت غوطه‌ور بشید.

توصیه هایی برای حرکت در مسیر درست راه اندازی استارتاپ| تد ایرانی

ممنون از اینکه دعوتم کردید.

 امروز می‌خوام در مورد اینکه چطور کاربرانتون رو از صفر به تعداد خیلی زیاد برسونید، صحبت کنم.

‫فرض من اینه که شما در حال حاضر ایده‌های خوب زیادی توی سرتون دارید و به اینکه مرحله‌ی بعدی چیه فکر می‌کنید.

 بنابراین، صبح زود این متن رو که بیشتر بر اساس اشتباهات گذشته‌ی خودمه، نوشتم.

‫همان‌طور که «سم» گفت من سال ۲۰۱۰ از طریق YC وارد این کار شدم، مدتی بعد، اساساً سال بعد،‌ برگشتم و توی سال چهارم بارها برای تأسیس استارت‌آپ رفتم و برگشتم، در مورد کارهایی که برای شروع یک استارت‌آپ دیگه بعد از Homejoy، نباید انجام بدم چیزای زیادی یاد گرفتم.

‫که درهرصورت هم اتفاق میوفته و بنابراین خیلی از حرفهام برآمده از شکسته‌، فقط هم در مورد کارهایی که نباید انجام بدید باهاتون حرف می­زنم که میشه اونا رو به کارهایی که باید انجام بدید تعمیمش داد.

پس ‌ فقط یاد‌آوری می‌کنم که باید از تمام این توصیه‌ها به‌عنوان راهنمای حرکت در مسیر درست استفاده کنین.

‫اما هر کسب‌وکاری متفاوته ‫شما متفاوتید، من جای شما نیستم، ‫پس همه‌ی این چیزا رو هم در نظر داشته باشید.

‫بنابراین ازآنجایی‌که این یه دوره‌ی دانشگاهیه، می‌دونید،‌ ‫وقتی می‌خواین یه استارت‌آپ راه بندازید،‌ اساساً باید زمان زیادی رو برای متمرکز شدن روی اون در اختیار داشته باشید. نمی‌گم ترک تحصیل کنید یا کارتون رو رها کنید،‌

 ‫چیزی که می‌خوام بگم اینه که باید زمان زیادی داشته باشید.

‫یه ردیف زمان فشرده که درواقع اختصاص بدید به این‌که غرق ایده‌تون بشید و مشکلات رو بررسی کنید یا برای مشکلی که سعی در حل کردنش دارید،‌ راه‌حل پیدا کنید.

‫بنابراین، برای مثال اگه محصل هستید، می‌دونید، بهتره یکی دو روز در هفته رو صرفاً روی ایده‌تون کارکنید، ‫به‌جای این‌که هرروز هفته روزی دو ساعت رو اینجا و اونجا بگذرونید.

‫من فکر می‌کنم این به‌نوعی شبیه به یه کلاس مهندسیه ‫یه نوع کدگذاریه،‌ ‫طوری که موضوعات متغیر زیادی توش هست، ولی شما فقط باید بتونید،‌ و واقعاً‌ توی یک موضوع غوطه‌ور بشید و این خیلی مهمه.

‫بنابراین، همان‌طور که گفتم، من به‌عنوان اولین چیز، ‫وقتی داشتم این متن رو می‌نوشتم با خودم فکر کردم، چه‌کارهایی هست برخی افراد یا اکثر افراد انجامش میدن، درحالی‌که راه درست برای تأسیس یه استارت‌آپ نیست ‫و یه روش مبتدیانه است، فکر می‌کنم این چیزیه که اینجا یاد می‌گیرید.

‫مثلاً این­طوریه که میگید،‌ من یه ایده‌ی واقعاً عالی دارم، ‫نمی‌خوام در موردش به کسی چیزی بگم، فقط می‌خوام بسازمش، بسازمش، بسازمش ‫با یکی دو نفر درمیون میذارم، بعدم راهش میندازم. می‌دونید، توی TechCrunch یا جاهایی مثل این راهش میندازم،‌ و بعدش کلی کاربر به دست میارم.

‫اما چیزی که در واقعیت اتفاق میوفته اینه که چون شما به‌اندازه کافی بازخورد و این چیزا نگرفتین، گرچه ممکنه خیلیا توی وب سایتتون بیان اما کسی اطراف شما باقی نمی‌مونه، چون از کاربران اولیه‌تون هیچ بازخوردی نگرفتین و بعدش، می‌دونید، اگه شما، ‫می‌دونید، اگه به‌اندازه کافی خوش‌شانس باشید، یکم پول توی بانک دارید که ‫ممکنه بتونید باهاش چند تا کاربر بخرید، اما ‫اونم باگذشت زمان کم می­شه و شما فقط پول‌هاتونو از دست دادین. ‫این نوعی چرخه‌ی معیوبه و می‌دونید، من واقعاً یه بار این کار رو وقتی توی YC بودم انجام دادم و میدونیدکه، وقتی هم که توی YC رفتم، حتی یه محصول هم ارائه ندادم. ‫حتی توی TechCrunch که باید این کار رو انجام داد، بازم من هیچ محصولی ارائه نداده بودم ‫و بنابراین شما نباید هرگز توی این چرخه قرار بگیرید، چون آخرش هیچ‌چیز به‌خوبی به پایان نمی­رسه.

‫بنابراین، مورد بعدی اینه که وقتی ایده‌ای دارید، باید واقعاً به این فکر کنید که ایده‌ی شما چه مشکلی رو حل می‌کنه، مشکل واقعاً‌ چیه؟

‫ بنابراین باید بتونید شرح این مشکل رو در یک جمله ارائه بدید. ‫و بعدش باید فکر کنید این مشکل چه ربطی به من داره؟

‫من واقعاً اشتیاقی برای حل کردنش دارم؟

‫ بعدش باید فکر کنید که درسته، من این مشکل رو دارم، اما آیا این مشکل بقیه‌ی آدما هم هست؟

‫ فقط با رفتن و با مردم صحبت کردن می‌تونید از این موضوع مطمئن بشید.

 ‫یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که من تا حالا مرتکب شده‌ام این بود که ‫من و تنها شریکم که برادرمه، در سال‌های ۲۰۰۹، ۲۰۱۰ شرکت Pathjoy رو تأسیس کردیم و هدف ما اساساً این بود که می‌دونید، توی ذهنمون دو تا هدف داشتیم، یکی ایجاد شرکتی بود که مردم رو واقعاً‌ خوشحال کنه ‫و دومی ایجاد شرکتی که بسیار بسیار تأثیرگذار باشه و تنها راه برای انجام این کار،‌ایجاد یه شرکت عظیم و بزرگه.

‫ بنابراین ما فکر کردیم، باشه، ‫یه مشکلی وجود داره که ما می‌خوایم حلش کنیم ‫و اون خوشحال‌تر کردن مردمه و اول رفتیم دنبال این‌که ببینیم، چه کسایی مردم رو خوشحال می‌کنن؟

‫و می‌دونید، رفتیم سراغ مربیان سبک زندگی و درمانگرها. ‫بنابراین واضح به نظر می‌رسید که ما فقط باید یه پلت فرم برای مربیان سبک زندگی و درمانگرها می‌ساختیم ‫و درنهایت نتیجه این شد که وقتی خودمون شروع به استفاده از محصولمون کردیم،‌ ‫می‌دونید، گرچه ما واقعاً آدمای ایرادگیری نبودیم، ‫اما مربیان سبک زندگی و درمان‌گرها تنها کسانی نبودن که خود ما برای شاد بودن ازشون کمک می‌گرفتیم، پس این محصول برای خودمون هم بلااستفاده بود.

‫پس این حتی اون مشکلی که در ذهن داشتیم نبود و مطمئناً چیزیم نبود که ما برای ساختنش اشتیاق داشتیم. بااین‌حال، ما تقریباً یک سال رو صرف انجام این کارکردیم و بنابراین، اگه شما هم می‌خواین مثل ما از صفر صفر شروع کنین، اگه قبل از ارائه‌ی محصول به چیزایی که گفتم فکر کنید، ‫فکر کنم می‌تونید از خیلی از دردسرهایی که به خاطر برگشتن از یه مسیر ناخواسته دچار می‌شید،‌ در امان بمونید.

چرخ دنده های صنعتتان را به راه بیندازید | تد ایرانی

‫بنابراین، فرض می‌کنیم شما یه مشکلی دارید که قادر به بیان کردنش هم هستید،‌ از کجا باید شروع کنید؟

‫چطور به راه‌حل برسید؟

‫بنابراین، اولین کاری که باید انجام بدید اینه که ببینید دارید خودتون رو توی چه صنعتی می‌اندازید. ‫چه بزرگ باشه یا نه چه عظیم باشه یا نه، باید واقعاً‌ توی اون صنعت غوطه‌ور بشید.

‫برای انجام این کار چند تا راه وجود داره، ‫یکیش اینه که ‌ می‌دونید، واقعاً‌ به یکی از چرخ‌دنده‌های کوچیک اون صنعت تبدیل بشید، ممکنه انجام این کار یکم غیرقابل درک به نظر برسه، چون اغلب مردم این‌طور می‌گن، اگه واقعاً نمی‌خواین یه صنعت رو مختل کنید، خب نباید توش بازی کنید.

‫شما باید بدونید کسایی که ۲۰ یا ۳۰ سال رو توی یه صنعت صرف کردن، ‫احتمالاً‌ روش‌های خودشون رو توی اون صنعت وضع کردن و کارها فقط به همون روش‌ها انجام می­شه، واقعاً‌ نمی‌شه فکر کرد که چه ناکارآمدی‌هایی وجود داره، یا چیزایی که می‌تونید با ایراد گرفتن یا نگرفتن مختلشون کنید.

‫اما بااین‌حال، به‌عنوان یه مبتدی که دوست داره وارد یه صنعت بشه، ‫واقعاً باید یکی دو ماه رو صرف شناختن جزئیات و قسمت‌های مختلف اون صنعت بکنید و اینکه چطور کار می‌کنه، چون موقع مواجه‌شدن با جزئیات، تازه می‌بینید چیزایی هست که میشه ازشون بهره‌برداری کرد.

شرکت Homejoy از کجا شروع کرد؟ | تد فارسی

‫چیزایی که واقعاً می‌تونید، چیزایی که واقعاً واقعاً‌ ناکارآمد هستند و هزینه‌های سرباز زیادی رو به شما تحمیل می‌کنن و می‌تونید با این کار حذفشون کنید. ‫به‌عنوان نمونه، وقتی ما Homejoy رو تأسیس کردیم و تصمیم گرفتیم که ادامه‌اش بدیم، ‫با صنعت نظافت شروع کردیم و می‌دونید،‌ فقط خودمون نظافت‌کارهاش بودیم و شروع کردیم به نظافت خونه­ ها و به‌سرعت فهمیدیم که چه نظافت‌کارهای بدی هستیم.

‫درنتیجه، می‌دونید، با خودمون گفتیم، باشه، در مورد این کار بیشتر یاد می‌گیریم و رفتیم و چند تا کتاب درزمینه‌ی چگونگی نظافت خریدیم. تا شاید یکم بهمون کمک کنه. از این کتابا یکم در مورد وسایل نظافت یاد گرفتیم.

‫اما این موضوع به‌نوعی مثل بازی بسکتباله، می‌تونید با تماشا کردن یاد بگیردش،‌ یا هم تماشا کنین و هم درمورد بسکتبال مطالعه کنین و یاد بگیریدش،‌ اما تا وقتی واقعاً آموزش نبینید و توی بازی توپ توی حلقه نندازید، نمی‌تونید هیچ پیشرفتی داشته باشید و بنابراین ما فهمیدیم که یکی از ماها باید بره و نظافت کردن رو از اساس یاد بگیره،

‫پس رفتیم و از افراد حرفه‌ای و چند تا برنامه‌ی آموزشی که وجود داشت، یاد گرفتیم. به این معنی که واقعاً‌ به دنبال کار توی یه شرکت نظافتی رفتیم و یه چیز جالب اینه که من با چند هفته کار کردن توی یه شرکت نظافتی، کار نظافت کردن رو یاد گرفتم.

‫اما چیزی که حتی بهتر بود، این بود که یاد گرفتم یه شرکت نظافت محلی چطور کار می­کنه ‫و آنجا بود که فهمیدم چرا یه شرکت نظافت محلی نباید مثل الآن Homejoy زیاد بزرگ بشه ‫و علتش اینه که این شرکت‌ها مثل مدارس خیلی قدیمی میمونن که مشکلات زیادی دارن، ‫از ثبت مشتری‌ها گرفته تا بهینه کردن برنامه‌ی نظافت‌کارها،‌ همگی واقعاً‌ ناکارآمد بود

در صنعتتان ماهر شوید | تد ایرانی

و بنابراین اگه شما هم تو موقعیتی مشابه من قرار دارید،‌ که می‌دونید یه کار خدماتی برای انجام دادن وجود داره، شما هم باید برید و خودتون اون کار خدماتی رو انجام بدید (تا یاد بگیرید).

‫می‌دانید، اگه کار موردنظر شما با رستوران‌ها در ارتباطه،‌ باید برید گارسون بشید تا واقعاً یاد بگیرید،‌ ‫اگر نقاشیه، باید نقاش بشید، به‌نوعی میشه گفت، در رابطه با چیزی که می‌خواین بسازین، از هر طرف پا توی کفش مشتری‌هاتون بکنید.

‫چیز دیگه‌ اینه که باید توی این کار تا حدودی وسواس به خرج بدید،‌ ‫باید توی فهمیدن اینکه بقیه‌ی افراد در محیط چه‌کار دارن می­کنن و چیزایی مثل این، وسواس داشته باشید، می‌دونید، یه لیست از تمام رقبای بالقوه و یا شرکت‌های مشابه خودتون تهیه کنید، توی گوگل سرچ کنید، ‫و توی ۱۰۰۰ نتیجه‌ی اول، روی تک‌تک لینک‌ها کلیک کنید و هر مقاله‌ی مرتبطی رو بخونید.

‫میدونید، من تمام رقبای بالقوه رو پیدا کردم، ‫بزرگ و کوچیک و اگه عمومی بودن، گواهی عرضه‌ی سهامشون رو می‌خوندم، تمام صورت‌های مالی فصلی اونو رو هم می‌خوندم.

می‌دونید، پای تلفن نشسته بودم

‫می‌دونید، کارای زیادی مثل این هست که چیز زیادی هم ازشون دستگیر شما نمی­شه، اما فقط یه قطعه طلا وجود داره که شما فقط یه بار پیداش می‌کنید ‫و نمی‌تونید پیداش کنید مگر اینکه دست‌به‌کار بشید و تمام این اطلاعات رو توی سرتون بریزید.

‫پس آره، شما باید توی صنعت مورد نظرتون متخصص بشید. شکی نیست که موقع ساخت محصول‌، اگه متخصص باشید، مردم به شما اعتماد می­کنن.

مشتری هایتان را بشناسید

‫نکته‌ی دوم اینه که ‌ ‫گروه‌های مختلف مشتری‌هاتون رو بشناسید.

‫می‌دونید، در حالت ایدئال آخر یه روز، در پایان بازی، یه محصول ساختین یا یه کسب‌وکاری راه انداختین که همه‌ی مردم جهان ازش استفاده می‌کنن، اما درواقع، در ابتدا ‫باید گروه خاصی از مشتری‌هاتون رو به‌عنوان گروه پایه کنار بذارید تا بتونید محصولتون رو برای اونا بهینه‌سازی کنید، می‌دونید، این فقط در مورد اهمیت تمرکز و اهمیت ارائه‌ی خدمته، چه به دختران نوجوان، چه به مادران کهنسال.

‫فقط باید بتونید کاری رو انجام بدید که من بهش «تمرکز زیاد روی نیازها» میگم و درنهایت قبل از اینکه حتی محصولتون رو بسازید، قبل از اینکه برنامه‌تون رو کدنویسی کنین، باید بتونید تجربه‌ی ایدئال کاربرانتون رو از اینکه چطور می‌خواین مشکلی ازشون حل کنید، به تصویر بکشید و این فقط به معنی صرفاً وب‌سایت نیست، به معنی اینه که مشتری‌ها چطور شما رو پیدا می‌کنند.

‫می‌دونید، خواه به‌صورت، می‌دونید که این میوه از طریق یه آگهی باشه، یا به‌صورت تبلیغ دهان‌به‌دهان یا به هر روش دیگه‌ای که باهاش شما رو پیدا کنند.

 اونا به وب‌سایت شما میان و در مورد شما بیشتر یاد می‌گیرن، اینکه این‌همه متن چی می‌خواد بگه، شما چطور باهاشون ارتباط برقرار می‌کنید.

‫ درواقع، وقتی برای خرید کالا یا خدمات از شما نام‌نویسی می‌کنن و بعد از پایان استفاده از محصول یا استفاده از خدمت، واقعاً چی به دست میارن.

‫‫چیزی که خودتون میدونید اینه که یه مفهومی به‌عنوان دوره‌ی ارزیابی وجود داره، مثل وقتی مشتری‌ها نقد توی سایت میذارن یا کامنت و این چیزا میذارن و از اون طریق می‌تونن تو ذهنتون رسوخ کرده و مجسم بشن درست مثل‌اینکه بهترین تجربه‌ی کاربرانتو رو تصور کنین،‌ روی کاغذ بیارید و بعد کدنویسیش کنید و بعدش از همین‌جا شروع کنین. پس الآن هم ایده تو ذهنتون دارید، هم می‌دونید مشتری‌های اصلی تون کیا هستن و می‌خواین ادامه بدید.

با محصولتان ماندگار شوید

‫در مورد صنعت هم همه‌چیزو می‌دونید، بعدش باید چیکار کنید؟

‫پس شروع به ساخت محصولاتتون می‌کنید.

‫می‌دونید، عبارتی هم رایج شده و اکثر افراد این روزا ازش استفاده می­کنن اینه که باید حداقل محصول موردنیاز برای ماندگاری رو تولید کنید، یا حداقل محصول برای ماندگاری.

‫من از ماندگاری خودم اطلاع دارم‌، چون فکر می‌کنم که خیلی از مردم از این قسمت چشم‌پوشی می­کنن و می‌گذرند و فقط هم با یک مشخصه از بازار بیرون میرن‌، بعدش هم تمام تجربه‌ی کاربرانشون از همون کار ابتدایی کاملاً سطح پایین به نظر می­رسه.

‫بنابراین حداقل محصول برای ماندگاری معنی درستش اینه که کوچک‌ترین مجموعه مشخصاتی که برای حل مسئله مورد نظرتون باید ایجاد کنید چیه.

من فکر می‌کنم اگه کل تجربیات کاربران رو به تصویر بکشید، می‌تونید خیلی سریع به این موضوع دست پیدا کنید؛ اما بازهم باید با کاربرانتون حرف بزنید، با کاربران بالقوه‌تون، ببینید غیرازاین چه چیزای دیگه‌ای هست و برای حل فوری نیاز مشتریانتون باید چه چیزی بسازید.

‫ دومین چیزی که هست اینه که قبل از اینکه ‫چیزی جلوی کاربرتون بزارید، باید یه محصول واقعاً‌ ساده داشته باشید.

‫منظورم اینه که ‌ می‌دونید،‌ وقتی میرید پیش یه نفر، باید بتونید توی یه جمله بهش بگید هِی می‌دونستی این محصول x و y و z کار انجام می­ده.

‫برای مثال، شما می دونید، ما توی Homejoy ما با یه محصول واقعاً فوق‌العاده پیچیده شروع کردیم. ما چیزی شبیه یه پلت‌فرم برای خدمات خانگی داشتیم.

 با کار نظافت شروع کردیم، شما هم می‌تونید خیلی ساده، فقط پاراگراف به پاراگراف ساده‌ترش کنید.

‫آماده بودیم و می‌خواستیم کاربران بالقوه‌مون وارد پلت‌فرممون بشن؛ اما اونا بعد از شنیدن چند تا جمله‌ی اول خسته می‌شدند.

 بنابراین چیزی که متوجهش شدیم این بود که واقعاً‌ به یک خط‌کشی نیاز داریم، این خط‌کشی کردن بسیار مهمه و به‌نوعی فواید اصلی کاری که انجام می‌دید رو توصیف می‌کنه ‫می‌دونید، در آینده که سعی می‌کنید برندسازی کنید، باید قادر باشید منافع احساسی و چیزایی شبیه اون رو توصیف کنید.

‫اما چون دارید با کاربران جدید کارتان رو شروع می‌کنید، لازمه واقعاً بهشون بگید که بعد از استفاده از محصولتون چه چیزی به دست میارن. ‫بنابراین ما به‌سادگی، بعدازاینکه به مشتری‌هامون گفتیم مکان شما رو با ساعتی ۲۰ دلار نظافت می‌کنیم، همشون استفاده کردن و ما توانستیم، به‌این‌ترتیب کابران زیادی به دست بیاریم.

‫بنابراین، با داشتن MVP به چنین جایی می‌رسید. حالا،‌ چطور همون چندتا کاربر اولیه رو برای انجام این کار به دست بیاریم؟

‫چند تا کاربر اول شما باید افراد شناخته‌شده‌ای براتون باشن، افراد مشخص‌، افرادی که باهاشون ارتباط دارید.

‫خودتون باید آشکارا از محصولتون استفاده کنید، شریک‌هاتون باید ازش استفاده کنند،ما در و پدر شما باید ازش استفاده کنند. دوستان و همکارانتون باید ازش استفاده کنند. فراتر از اون، شما باید بازخوردهای بیشتری از کاربرانتون بگیرید، بنابراین من لیستی از جاهایی که باید بهش مراجعه کنید تهیه کردم و بسته به چیزی که دارید می‌فروشید می‌تونید از بینشون یکی رو شانسی انتخاب کنید. پس جوامع آنلاین هست،‌ می­دونید، همین الآن توی Hacker News شوی HM هست،‌ ‫که مکان عالی‌ای هست، به‌خصوص اگه دارید برای توسعه‌دهنده‌ها ابزاری می‌سازید یا چیزایی مثل اون.

‫جوامع محلی، ‫اگه دارید محصول مصرفی می‌سازید، ‫می‌دونید،‌ یکسری لیست آدرس پستی مربوط به جوامع محلی وجود داره که بسیار مؤثره،‌ به‌خصوص اونایی که مربوط به والدین میشه. اونا آدرس جاهاییه که ممکنه بخواین بهش سر بزنید.

‫خیلی خب، ‫بنابراین، وقتی مسیری که home joy طی کرده رو نگاه کنید، می‌بینید ما تمام این کارها رو واقعاً انجام داده بودیم.

‫بنابراین، از محصول خودمون استفاده کردیم و دیدیم که خوبه، منظورم اینه که ما خودمون نظافت کار بودیم و به خاطر همین استفاده ازش برامون خیلی ساده بود.

 ‫پدر و مادرمون توی «میلواکی» زندگی می‌کردن، ‫بنابراین اساساً از محصول ما استفاده نکردن، دوستان و همکارانمون هم توی جاهایی مثل سان فرانسیسکو و جاهای دیگه بودن و خیلی نمی‌تونستیم ازشون کمک بگیریم.

‫پس اگه واقعاً این‌طوری کارمون رو تموم می‌کردیم، نمی‌تونستیم افرادی زیادی رو متقاعد کنیم که تو مراحل اولیه از محصولمون استفاده کنن؛ بنابراین چون توی «مانتین ویو» بودیم، کاری که انجام دادیم این بود که ممکنه بعضی از شماها بدونید که توی «کستر استریت» در طول تابستون نمایشگاه‌های خیابانی برگزار میشه، ‫پس ما هم رفتیم آنجا و مردم رو تعقیب می‌کردیم و سعی می‌کردیم راضی­شون کنیم توی شرکت نظافتیمون ثبت‌نام کنن،‌ و تقریباً همه می­گفتند نه!

‫تا این‌که یه روز، فقط یه فرصت گیر آوردیم، ‫می‌دونید اون روز هوا بسیار گرم و مرطوب بود و چیزی که متوجهش شدیم این بود که می‌دونید کلاً توی چنین نمایشگاه‌هایی کارهای هنری و دستی و چیزایی مثل این وجود داره و مردم به‌صورت تصادفی به سمت اونا جذب میشن، اما همه جذب منطقه‌ی خوراکی و آشامیدنی میشن، به‌خصوص تو یک روز گرم.

‫بنابراین کاری که ما انجام دادیم، درسته، فهمیدیم که باید وسط مردم راه بیفتیم و با دادن باطری آب اون میون، اونا رو خنک‌کنیم.

‫پس شروع به توزیع رایگان بطری‌های آب‌خنک کردیم و مردم فقط به‌طرف ما میومدن، من فکر می‌کنم ما درواقع فقط مردم رو به سمت ثبت‌نام توی شرکتمون گمراه کردیم، ‫اما وقتی فهمیدیم بااینکه اونا رو گمراه کرده بودیم،‌ وقتی خونه رفتن بازم ما رو کنار نذاشتن، موفقیت این اقداممون ثابت شد.

‫خب،‌ بعضیاشون ما رو کنار گذاشتن،‌ اما اکثرشون این کار رو نکردن. ‫بنابراین، من فکر کردم که خب میرم خونه‌هاشونو تمیز می‌کنم، اما حداقل ‫می­دونید، چیزایی هم بود که ما واقعاً توی اون شرایط باید حلشون می‌کردیم، ‫بنابراین، می‌دونید، من پیشنهاد نمی‌کنم.

‫به نظرم یه شرکت حمل‌ونقل،‌ یا یه استارت‌آپ دیگه که من الآن اسمشو فراموش کردم، اونا هم اقدام حضوری انجام دادن، اونا، محصولات مربوط به حمل‌ونقل رو می‌فروختند ‫و سعی می‌کردن محصولاتی که می­خواد جابه‌جا بشه،‌ محتوایاتشون و یا کالاهای پستی رو جابه‌جا کنن،‌ ‫درهرحال توی اداره پست ایالات‌متحده حاضر شدن و افرادی که می‌خواستن کالا به‌جایی بفرستن رو پیدا کردن ‫و تنها کاری که کردن این بود که اونا رو از خط خارج کردند.

‫سعی کنید، افراد رو برای استفاده از محصولتون در اختیار بگیرید و مجابشون کنین براتون بازخورد بفرستن، بنابراین، فقط به‌جاهایی باید برید که مردم واقعاً توش حضور پیدا می‌کنن.

‫بااین‌حال، خودتون می‌دونید که نرخ تبدیل­تون واقعاً واقعاً پایین خواهد بود؛ اما برای اینکه کاربرانتون رو از صفر به یک، سه و چهار برسونید، ممکنه مجبور بشید چنین کارایی رو انجام بدید.

 

(بازدید ۳۰ بار, بازدیدهای امروز ۱ )

شما ممکن است علاقه مند باشید به