چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم؟ درس پنجم قسمت اول

کسب و کار رقابتی یا کسب و کار انحصاری | تد تهران تد ایرانی کسب و کار

پیتر تیل در مورد دو نوع کسب‌وکار صحبت می کند. ‫کسب‌وکارهایی هستند که کاملاً رقابتی هستند ‫و کسب‌وکارهایی هستند که انحصاری‌اند.‫ این‌که فقط دو نوع کسب‌وکار وجود داره، ‫اجازه بدید یکم در مورد دروغ‌هایی که مردم میگن حرف بزنم، ‫و بنابراین اگه اساساً تصور کنید که از رقابت کامل تا انحصار یه طیفی از شرکت‌ها وجود داره، ‫تفاوت ظاهری‌ اونا خیلی کوچیک میشه، ‫چون افرادی که انحصار دارن، توی گفتارشون این‌طور وانمود نمیکنن، چون شما هم جای اونا باشین ‫نمی‌خواین دولت براتون مقررات بذاره یا ‫نمی‌خواین دولت دنبالتون بیوفته، ‫پس هرگز نمیگید که یه انحصار دارید.

سخنرانی پیتر تیل در دانشگاه استنفورد | کافه کسب و کار

انحصار رو به‌عنوان هدف قرار بدین و از رقابت اجتناب کنید

‫عصر بخیر.

‫سخنران امروز پیتر تیل هست.

‫پیتر، مؤسس « پی پال» ، «پالانتیر» و «فاندرز فاند» هست و توی اکثر شرکت‌های فن‌آوری سیلیکون والی سرمایه‌گذاری کرده، ‫و امروز در مورد استراتژی و رقابت صحبت میکنه.

‫ـــ ممنون که اومدی پیتر.

‫ـــ خیلی هم عالی

‫متشکرم، سام.

‫ممنون از دعوت من

‫ممنون که دعوتم کردین، من تقریباً، من فقط یه روز اینجا هستم، که توش به‌طور کامل با یه جنبه از کسب‌وکار درگیر میشم، این‌که شما وقتی دارید یه شرکت تأسیس می‌کنید،‌ ‫اگه مؤسس یا کارآفرینی هستید که دارید یه شرکت تأسیس می‌کنید، ‫همیشه میخواین انحصار رو به‌عنوان هدف قرار بدین و از رقابت اجتناب کنید، ‫از این جهت که، رقابت مال بازنده‌هاست، ‫این چیزیه که امروز در موردش صحبت می‌کنیم.

چه چیزی باعث ارزشمند شدن کسب و کار می شود؟ | کسب و کار رقابتی یا انحصاری

من می‌خوام صحبت‌هام رو با این ایده‌ی اصلی شروع کنم که وقتی دارید یه چنین شرکت‌هایی تأسیس می‌کنید، چطور ارزش ایجاد می‌کنید، ‫و این سؤال که، چه چیزی باعث ارزشمند شدن یه کسب‌وکار میشه؟

‫و می‌خوام نشون بدم که فرمول‌های خیلی خیلی ساده‌ای برای داشتن یه شرکت ارزشمند وجود داره، ‫دو چیز همیشه درسته.

شماره یک، ایجاد X دلار ارزش برای دنیاست، ‫و شماره دو، جمع کردن Y درصد از X ‫ و چیز مهمی که به نظرم افراد توی تجزیه و تحلیل‌هاشون همیشه نادیده می‌گیرن، اینه که X و Y متغیرهای کاملاً مستقلی هستن. ‫

و در شرایطی که X خیلی بزرگه، Y می‌تونه خیلی کوچیک باشه، ‫و اگه X اندازه متوسطی داشته باشه و Y به‌طور منطقی بزرگ باشه، شما هنوز هم می‌تونید کسب‌وکار خیلی بزرگی داشته باشید.

‫بنابراین، برای ایجاد یه شرکت ارزشمند، شما باید هم ارزش رو ایجاد کنید و هم بخشی از ارزشی که ایجاد کردید رو برای خودتون جمع کنید.

ارزش گذاری کدام کسب و کار ارزشمندتر هستند؟ |کسب و کار رقابتی یا انحصاری

 به‌نوعی، ‫فقط برای نشون دادن این وجه تمایز، ‫اگه مثلاً، صنعت هواپیمایی ایالات‌متحده را با یه شرکت مثل گوگل در زمینه‌ی جست‌وجو مقایسه کنین، ‫اگه تقریباً، معیار رو اندازه‌ی این شرکت‌ها قرار بدید، می‌تونید بگید که صنعت هواپیمایی هنوز از صنعت جست‌وجو کردن مهمتره، ‫اگر معیار رو فقط درآمد اونا قرار بدید، ‫در مقابل کل درآمد داخلی ۱۹۵ میلیاردی صنعت هواپیمایی در سال ۲۰۱۲ ، درآمد گوگل نزدیک ۵۰ میلیارد بوده.

‫و مطمئناً، علی‌الظاهر، ‫اگه بهتون بگن، اگه به شما حق انتخاب بدن و بگن که خب می‌خوای از شر کل سفرای هوایی خلاص بشی یا دیگه نتونی از موتور‌های جست‌وجو استفاده کنی، ‫به‌طور شهودی مسافرت هوایی چیز مهم‌تری نسبت به جست‌وجو کردنه، ‫و البته که همین‌طوره، اما فقط از دیدگاه داخلی، ‫اگه از دیدگاه جهانی به این موضوع نگاه کنید، می‌بینید صنعت هواپیمایی خیلی خیلی بزرگ‌تر از صنعت جست‌وجو یا گوگل هست، ‫و البته حاشیه سود بسیار کمتری هم داره، ‫میدونید، ‫این صنعت در سال ۲۰۱۲ سودآوری بسیار کمی داشت، ‫فکر کنم توی کل تاریخ صنعت هواپیمایی، سود تجمعی این صنعت در ایالات‌متحده تقریباً صفر بوده، ‫این شرکت‌ها خلق ثروت میکنن و به‌طور دوره‌ای ورشکسته میشن، ‫بعد دوباره توی اونا سرمایه‌گذاری مجدد میشه، ‫و این چرخه تکرار میشه. ‫و این موضوع توی ترکیب بازار این صنعت منعکس‌شده ‫ادغام سرمایه در صنایع هوایی ممکنه ‫چیزی شبیه صنعت هواپیمایی ایالات‌متحده باشه، ‫یعنی یک چهارم گوگل! ‫بنابراین، موتورهای جستجوی خیلی خیلی کمتر از مسافرت‌های هوایی هستن اما بسیار ارزشمندترند. ‫من فکر می‌کنم این نشون میده که ارزش‌گذاری مقادیر X و Y چقدر از هم متفاوته.

دنیای رقابت کسب و کار هم حرف اول را بزنید | کسب و کار رقابتی یا انحصاری

‫بنابراین، می‌دونید، اگه به بازار رقابت کامل نگاه کنیم.

می‌دونید، در دنیای رقابت کامل برخی جوانب مثبت و برخی منفی وجود داره، ‫همیشه در سطوح بالا همین‌طوره.

‫این همون چیزیه که شما توی درس اقتصاد یک مطالعه کردین، ‫همیشه، مدل‌سازی کردن آسونه، فکر می‌کنم به خاطر همینه که پروفسورهای اقتصاد دوست دارن در مورد رقابت کامل حرف بزنن، ‫این به نحوی کارآمده، به‌ویژه توی دنیایی که همه‌چیز ایستاست، چون شما توش همه‌چیز دارید، ‫مازاد مصرف‌کننده به همه‌ی افراد میرسه ‫و ازلحاظ سیاسی، این چیزیه که به ما گفتن خوبه تو جامعه برقرار باشه، ‫این‌که شما باید رقابت کامل رو بخوایین و این چیز خوبیه.

‫البته، نکات منفی زیادی هم توش هست،

‫در کل چیز خوبی نیست،

کسب و کار رقابتی |کسب و کار رقابتی یا انحصاری

‫اگه درگیر حوزه‌ای باشید که بیش‌ازحد رقابتی باشه، چون اغلب راحت پول به دست نمیارید، اندکی بعد به همین موضوع پی می‌برید.

‫بنابراین، به نظر من یه طیفی وجود داره که یک سرش صنایع کاملاً رقابتی هستن و سر دیگه‌اش چیزی هست که من بهش میگم انحصار.

‫که بسیار پایدارند، کسب‌وکارهای بلندمدتی هستن، ‫شما توی اونا سرمایه بیشتری در اختیار دارید، ‫و اگه هم یه انحصار خلاق برای سرمایه‌گذاری توی چیزای جدید ایجاد کنید، به نظرم این کار حاکی از اختراع چیزای واقعاً ارزشمنده.

‫و بنابراین من فکر می‌کنم این یه دیدگاه شدیداً دوگانه‌ نسبت به جهانه، من همیشه این‌طور توضیح می‌دم که ‫در این دنیا دقیقاً دو نوع کسب‌وکار وجود داره ‫کسب‌وکارهایی هستند که کاملاً رقابتی هستند ‫و کسب‌وکارهایی هستند که انحصاری‌اند. ‫

و شگفت‌آوره که تعداد اندکی از کسب‌وکارها مابین این دو قرار دارن، ‫و این دوگانگی خیلی خوب درک نشده، چون مردم دائم در مورد ماهیت کسب‌وکاری که توش هستن دروغ میگن، ‫و به همین دلیله که ‫توی ذهن من این مهم‌ترین چیزه، ‫این لزوماً مهم‌ترین چیز توی کسب‌وکار نیست، اما فکر می‌کنم مهم‌ترین ایده‌ی کسب و کاره که مردم درکش نمی‌کنن.

‫این‌که فقط دو نوع کسب‌وکار وجود داره، ‫اجازه بدید یکم در مورد دروغ‌هایی که مردم میگن حرف بزنم، ‫و بنابراین اگه اساساً تصور کنید که از رقابت کامل تا انحصار یه طیفی از شرکت‌ها وجود داره، ‫تفاوت ظاهری‌ اونا خیلی کوچیک میشه، ‫چون افرادی که انحصار دارن، توی گفتارشون این‌طور وانمود نمیکنن، چون شما هم جای اونا باشین ‫نمی‌خواین دولت براتون مقررات بذاره یا ‫نمی‌خواین دولت دنبالتون بیوفته، ‫پس هرگز نمیگید که یه انحصار دارید.

کسب و کار انحصاری |کسب و کار رقابتی یا انحصاری

‫پس هر کس که انحصار داره این‌طور وانمود میکنه که توی یه رقابت سخت قرار داره، ‫و در انتهای دیگر طیف، اگه شما توی یه بازار فوق‌العاده رقابتی باشید و کسب‌وکاری داشته باشید که هیچ پولی توش نیست، ‫بازم وسوسه میشید دروغ بگید، ‫توی یه جهت دیگه، ‫طوری که میگید دارید یه کار منحصربه‌فرد انجام میدید تا رقابت رو کمتر از چیزی که به چشم میاد نشون بدید، ‫چون میخواین بین خودتون و بقیه تمایز ایجاد کنید، ‫چون دنبال سرمایه و چیزایی مثل این هستید.

‫بنابراین، اگه انحصارگرها وانمود کنند انحصاری نیستند و غیر انحصاری‌ها وانمود کنن که انحصاری هستن، ‫تفاوت ظاهری بینشون خیلی کوچیک میشه، ‫که درواقع می‌تونم بگم این تفاوت واقعاً بزرگه.

‫پس به دلیل دروغ‌گویی مردم در مورد کسب و کارشون چنین تحریفاتی اتفاق میوفته. ‫این دست دروغ‌ها در خلاف جهت همدیگه هستن.

‫اجازه بدهید توی سازوکار این دروغ‌ها یکم عمیق‌تر بشیم، ‫پس ‫وقتی یه غیر انحصاری باشید، دروغ اساسی شما اینه که میگید ما توی یه بازار خیلی کوچیک هستیم، ‫و وقتی انحصارگر باشید دروغ اساسی شما اینه که میگید توی بازاری بزرگ‌تر از آنچه به نظر میرسه هستید، و بنابراین، ‫و به همین ترتیب، ‫اگر می‌خواین به این موضوع به‌صورت تئوریک فکر کنین، ‫می‌تونید بگید به‌عنوان یه انحصارگر شما کارتان رو به‌صورت اجتماع بازارهای مختلف توصیف می‌کنید و ‫به‌عنوان یه غیر انحصارگر اون رو به‌صورت اشتراک توصیف می‌کنید. ‫بنابراین، درصورتی‌که غیرانحصاری باشید ‫بازارتون رو فوق‌العاده کوچیک توصیف می‌کنید، ‫طوری که انگار فقط خودتون توی اون بازار هستید، ‫اگر انحصارگر باشید، بازارتون رو فوق‌العاده بزرگ توصیف می‌کنید، ‫که رقابت زیادی توش هست.

سرمایه داری و رقابت در کسب و کار متضاد هم هستن؟ | تد کسب و کار

‫پس به‌عنوان نمونه‌ که ببینید توی واقعیت این چطوریه، ‫من همیشه رستوران‌ها رو به‌عنوان مثال مطرح می‌کنم، ‫یه کسب‌وکار وحشتناک. ‫و همیشه، به‌نوعی، این عقیده وجود داره که سرمایه‌داری و رقابت متضاد همدیگه هستن.

‫سرمایه‌دار، کسی یه که سرمایه جمع میکنه، ‫دنیای رقابت کامل دنیاییه که توش تمام سرمایه‌ها باهم رقابت می‌کنن، ‫پس وقتی دارید یه رستوران باز می‌کنین، ‫هیچ‌کس نمیخواد تو کار شما سرمایه‌گذاری کنه چون به نظرش شما فقط پول‌ها رو از دست میدید، ‫پس مجبور میشید طبق سلیقه‌ی اون یه قصه سر هم کنین.

اشتراک بازار واقعیت دارد؟ | کسب و کار رقابتی یا انحصاری

‫مثلاً این‌طور بگید که خب ما تنها رستوران غذاهای بریتانیایی توی « پائولو آلتو» هستیم، ‫بنابراین، کار شما میشه بریتانیا در « پائولو آلتو»!

‫و البته که در این صورت، ‫این یه بازار خیلی کوچیکه چون ممکنه مردم بتونن تمام راه رانندگی کنن و بیان «مانتین ویو» یا حتی «پارک».

‫و احتمالاً هیچ‌کسی هم پیدا نمیشه که چیزی به غیر از غذای بریتانیایی نخوره، ‫حداقل، کسی که هنوز زنده باشه وجود نداره.

‫و به همین ترتیب میشه یه بازار محدود و جعلی، ‫این یه نسخه‌ی هالیوودی از این ماجرا، جایی که فیلم‌ها رو میسازن، مثل فیلمیه که توش ‫مثلاً یک ستاره کالج فوتبال عضو گروه هکرها میشه تا کوسه‌ای که دوستشو کشته گیر بندازه.

‫پس، این فیلم تا حالا ساخته نشده، ‫اما سؤال اینجاست که، ‫کار کردن روی این موضوع صحیح و منطقیه؟

‫اینم فقط یکی دیگه از این دست فیلماست، که خودتون میدونید مشابهش بسیار زیاده، پس بازارش فوق‌العاده رقابتیه و توش مجبورید سخت دنبال پول به دست آوردن باشید.

‫هیچ‌کس هرگز نمی‌تونه با فیلم ساختن توی هالیوود پول به دست بیاره، چون این کار واقعاً سخته.

‫پس همیشه این سؤال رو دارید که ‫آیا اشتراک بازارها واقعیت داره، آیا معنی میده؟

‫آیا ارزش سؤال پرسیدن در موردش رو داره؟ ‫و البته، نسخه‌های استارت آپی این موضوع هم وجود داره، ‫و جاییه که، شکل واقعاً بدش اینطوریه که شما فقط یه سری کلمات نامفهوم رو به کار می‌گیرید، ‫ اشتراک‌گذاری، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، اپ‌ها، اینا رو باهم ترکیب می‌کنین و ‫به‌نوعی قصه سر هم می‌کنین، ‫و این کار چه یه کسب‌وکار واقعی باشه چه نباشه، ‫کلاً نشانه‌ی بدیه.

‫بنابراین، تقریباً این یه الگوی تشخیصی برای وقتیه که ‫دارید با لفاظی کردن اشتراک بازارها رو مشخص می‌کنین، که این کار به‌طورکلی جواب نمیده.

‫در واقع مثل چیزی متعلق به جایی که در واقع نه چیزی هست و نه جایی.

‫مثل دانشگاه استنفورد داکوتای شمالی ‫یه چیزی هست، اما استنفورد نیست.

‫بنابراین، بیایید به سمت مقابل نگاه کنیم.

گوگل، موتور جست و جو انحصارگرا | کسب و کار انحصاری 

‫دروغ مخالف اینه که، بیایین فرض کنیم شما یه شرکت در زمینه جست‌وجو دارید که از اینجا میشه پایین خیابون، ‫و خوشبختانه ۶۶ درصد از سهم بازار رو هم داره، می‌دونید، این یعنی کاملاً روی بازار جست‌وجو مسلطه.

‫گوگل هم این روزا تقریباً هرگز خودشو به‌عنوان یه موتور جست‌وجو توصیف نمیکنه! ‫ولی عوضش، خودشو جزو تمام زمینه‌های مختلف می‌دونه، گاهی اوقات میگه یه شرکت تبلیغاتیه، ‫بنابراین، اگر یه موتور جست‌وجو در نظر بگیریدش می تونید بگید مثلاً یه شرکت مثل گوگل، ‫که سهم بسیار بسیار بزرگی از بازار رو داره، واقعاً دیوانه کننده!

‫یک انحصار باورنکردنی!!

‫این خیلی بزرگ‌تر از چیزیه که، خیلی خیلی قوی‌تر از انحصاریه که شرکت مایکروسافت در دهه ۹۰ داشت.

تبلیغات سهم بزرگی در رقابت |کسب و کار رقابتی یا انحصاری

‫شاید به این دلیله که خیلی زیاد پول به دست میاره، ‫اما اگه میگید یه بازار تبلیغاتی باشه، می‌توانید بگید خب، تبلیغات از طریق جستجو ۱۷ میلیارده، ‫که این بخشی از تبلیغات آنلاینه، ‫که خیلی بزرگتره، ‫و بعدش، همه‌ی تبلیغات ایالات‌متحده که از اونم بزرگتره، ‫و بعدش به‌مرور می‌رسید به تبلیغات جهانی، ‫که نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلاره، ‫پس یعنی دارید در مورد ۳.۵ درصد حرف می‌زنید، ‫که بخش کوچیکی از این بازار بزرگه، ‫یا اگر نمی‌خواین یه شرکت تبلیغاتی باشه، ‫همیشه می‌تونید بگید یه شرکت فناوری هستید، ‫اجازه بدید فقط یه نگاه بندازیم، ‫ارزش بازار فناوری نزدیک به یک تریلیون دلاره، ‫و قصه‌ای که شما تعریف می‌کنین اینه که میگید گوگل تو بازار فناوریه پس یعنی ما داریم باهاش رقابت می‌کنیم، ‫همه شرکت‌های خودرو‌سازی با ماشین‌های بدون راننده ما رقابت می‌کنن، ‫ما تو زمینه‌ی تلویزیون با اپل و آیفون رقابت می‌کنیم.

‫ما با فیس‌بوک رقابت می‌کنیم، ‫ما با مایکروسافت در حال رقابت هستیم ‫محصولات ما در زمینه خدمات فضای ابری با آمازون رقابت می‌کنن ‫ و غیره،یعنی ما توی یه بازار تکنولوژی غول‌پیکر قرار داریم.

‫جایی که شما می‌تونید رقابت رو از هر جهت مشاهده کنید. ‫و ما یه انحصارگر نیستیم که دولت دائم مراقبش باشه، ‫و تحت هیچ شرایطی ملزم به رعایت مقررات خاصی نیستیم. ‫و بنابراین من فکر می‌کنم یه چیزی که فوق‌العاده باید ازش آگاه باشید اینه که ‫انگیزه‌های بسیار قدرتمندی برای تخریب ماهیت چنین بازارهایی وجود داره، به هر روش ممکن.

‫بنابراین شواهدی از بازارهای محدود در صنعت فناوری نشون میده که اگه اساساً فقط ‫اگه به بعضی شرکت‌های بزرگ مثل اپل، گوگل، مایکروسافت و آمازون نگاه می‌کنین، ‫بدونید که اینا سال‌های ساله دارن خلق نقدینگی می‌کنن و شما هم‌چنین حاشیه سود باورنکردنی رو دارید، ‫و من می‌تونم بگم اینکه صنعت فناوری در ایالات‌متحده به لحاظ مالی بسیار موفق بوده ‫دلیلش همین ایجاد کسب‌وکارهای شبه انحصاریه. ‫و این موضوع ‫توسط این شرکت‌ها منعکس میشه.

‫فقط پول نقد زیادی روی هم جمع می‌کنن که از یه جای خاصی به بعد نمیدونن باهاش چیکار کنند.

در قسمت ششم استارتاپ در تد تهران ادامۀ مطلب را بخوانبد

(بازدید ۴۶ بار, بازدیدهای امروز ۱ )

شما ممکن است علاقه مند باشید به

دیدگاه خود را وارد نماید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =